سلامت روان
آموزش همگانی سلامت روان khalil karimi


آخرین ارسال های تالار گفتمان
هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
بازدید : 19 مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 23 دی 1395

 

همه دوست دارند شنیده شوند. اما همه بلد نیستند واقعا بشنوند و آنهایی که مهارت شنونده خوب بودن را بلدند؛ خوش صحبت ترین ها هستند !

 

اغلب جوانانی که میخواهند وارد دنیای موفقیت و ثروت شوند فکر میکنند باید بیشتر بر روی مهارت حرف زدنشان کار کنند. آنها فکر میکنند چیزی که میگویند خیلی مهم تر است از چیزهایی که میشنوند. اما قضیه کاملا برعکس است. افراد موفق و ثروتمند، هنگامی که با آنها معاشرت میکنید و یا وارد مذاکره ای میشوند به ندرت صحبت میکنند و یا اگر بخواهند صحبت کنند طوری صحبت میکنند که بیشتر وقت صحبت را به طرف مقابل اختصاص دهند.اما اکثر افرادی که از این قضیه آگاه نیستند، با حرف زدن زیاد و نمایش تمام چیزهایی که بلدند و یا میتوانند به طرف مقابل با شفافیت تمام در حال اثبات این هستند که فقط یک فرد آماتور هستند و هنوز به درجه ای از حرفه ای بودن نرسیده اند که شنونده خوبی باشند. رهبران؛ شنونده بودن را یکی از ضروری ترین مهارت هایشان میدانند و شما هم در این نوشته یاد خواهید گرفت که چطور هنگام صحبت طرف مقابل به صورت کاملا آگاهانه و مشتاقانه به طرف مقابل توجه کنیم تا هم نظر طرف مقابل را جلب کنیم و هم بتوانیم اطلاعات بیشتری بگیریم تا بدهیم : اگر دوست دارید شما هم یک شنونده فعال باشید و از آن در پیروزی روابط اجتماعی تان استفاده کنید، نیاز به 5 مهارت آتشین شنونده های حرفه ای دارید که در ادامه میخوانید :

1-حضور داشته باشید: اگر صحبت از بودن در لحظه است به معنی عرفانی و مراقبه آن نیست. حضور داشتن به معنی آن است که شما کاملا آگاهانه به صحبت های طرف مقابل گوش کنید. به هیچ عنوان از وسایلی که توجه شما را از شما دور میکند و باعث حواس پرتی میشود (تلفن همراه، محیط و …) استفاده نکنید. شما با حضور داشتن هنگام صحبت طرف مقابل هدیه ای به او میدهید که هیچوقت در زندگی اش فراموش نخواهد کرد، زیرا افراد کمی این مهارت را دارند و مردم عاشق این افراد هستند. هنگام صحبت طرف مقابل با نشان دادن احساساتتان در چهره به او نشان دهید که در حال درک قصه او هستید و خواهید دید بدون کمترین صحبت کردن شما را به عنوان یک شخص خوب برای مصاحبت انتخاب میکنند. 2. صدای درونی را کم کنید:تحلیل ذهنی و به هنگام صحبت های طرف مقابل غیر قابل انکار است. اما اکثر اوقات این صدای تحلیل کردن صحبت های طرف مقابل در ذهنتان چنان بالا میگیرد که از صحبت اصلی کاملا غافل میشوید. شما هنگام صحبت با طرف مقابلتان نباید خیلی زیاد به صدای درونی تحلیلی تان گوش دهید. سعی کنید تا میتوانید صحبت های طرف مقابل را گوش دهید و بعدا آنرا تحلیل کنید. یکی از راه های کم کردن صدای درونی هنگام صحبت دیگران ،استفاده نکردن از آن است. هنگامی که طرف مقابل از در حال صحبت است و سریعا از درون شروع به تحلیل حرف های طرف مقابل میکنید برای مثال “فکر کنم داره دروغ میگه … / آخ بنده خدا حالا چیکار باید بکنی … / تو چی میدونی از این مبحث تو که هیچ کتابی نخوندی …” فقط از آنها دور بمانید. به آنها گوش ندهید؛ ناراحت نباشید صدای تحلیل درونی تان قضاوت های منطقی زیادی نمیتواند بکند پس آنها را بعدا هم میتونید گوش کنید. 3. یک آینه باشید: این تکنیک شماره یک اکثر روانشناسان است تا با بیمارشان احساس همدردی کنند که بیمارشان تا میتواند خودش را تخلیه کند و سبک شود. هنگامی که فرصت را بدست آوردید یعنی صحبت های طرف مقابلتان تمام شد؛ 3 ثانیه صبر کنید تا ببینید میخواهد مجددا صحبت کند یا نه. اگر صحبت هایش تمام شده بود به زبان خودتان آنچه را شنیدید بیان کنید و این نکته را فراموش نکنید در آخر بپرسید که آیا چیزهایی که فهمیدید درست بود؟ برای مثال : “اینطور که فهمیدم الان چند ماهه به شما حقوق ندادند و شرایط شرکت شما هم بده الان دنبال کار دیگه ای میگردی ,درست فهمیدم؟” شما با این کار به طرف مقابل نشان میدهید که کاملا به حرف هایش گوش دادید و مهمتر از آن میخواهید بدانید واقعا درست شنیدید یا نه ! این تکنیک برای فروشنده ها غوغا میکند! 4. بخواهید شفاف تر صحبت کند:در لابلای صحبت های طرف مقابل شما باید آگاهانه گوش کنید که به چه چیزهایی بیشتر علاقه نشان میدهد؛ چه حوزه هایی را برای صحبت بیشتر دوست دارد؟ و حاضر است در مورد چه چیزی بیشتر صحبت کند سپس با داشتن دکمه ی علاقه مندی طرف مقابلتان در دست میتواند شروع کنید: “امکانش هست کمی بیشتر در رابطه با “حوزه علاقه مند” توضیح دهید؟” یا “چرا فکر میکنید از “حوزه علاقه مندی” اینقدر مهم است؟” و شما خواهید دید چطور طرف مقابل با تمام وجود شروع به تشریح سوال هایتان میکند تا هر آنچه در درونش میگذرد به شما نشان دهد. 5. دنبال کنید: بعد از اینکه صحبت های طرف مقابل تمام شد، اگر به تمام صحبت هایش با 4 قدم بالا گوش دادید حتما از شما ناخودآگاه برای تایید اینکه شنونده خوبی هستید از درون خواسته میشوند واکنشی نشان دهید. برای مثال اگر طرف مقابل داستان غم انگیزی تعریف میکرده ، آهسته دستش را بگیرید و به او بگویید خیلی متاسف هستید و یا اگر در حال تعریف نحوه گرفتن ترفیع اش بود یک لبخند جانانه بزنید و از ته دل تبریک بگویید. این آخرین گام شنونده حرفه ای بودن است که در ذهن طرف مقابل نام تان را برای همیشه به عنوان یک فرد خوش صحبت (!) حک کنید.

 



لینک ثابت
موضوع : مهارتهای زندگی - مهارت
بازدید : 45 مرتبه
تاریخ : یکشنبه 12 دی 1395

 

همه ما گاهی دچار افکار منفی می شویم. روش برخورد هرکس با این افکار عامل تفاوت او با دیگران است و باعث می شود که فردی با اعتماد به نفس یا ترسو، امیدوار یا سرخورده و برنده یا مغلوب به نظر آید. واضح است که افکار منفی مزمن می تواند روی سلامت روح و روان و شادی افراد اثر بد بگذارد.

6 عاملی که دشمن شادی هستند

در ادامه چند تفکر منفی افراد همیشه غمگین آورده شده است:

1- بیان جملات علیه خود:

با گفتن جملاتی علیه خود، پیام هایی مخرب به خودمان می دهیم و بر این اساس از اعتماد به نفس، عملکرد خوب و توانایی های بالقوه خود فرسنگ ها دور می شویم. سخنان علیه خود معمولا جملاتی مانند موارد زیر است: «من نمی توانم»، «به اندازه کافی خوب نیستم»، «اصلا اعتماد به نفس ندارم» یا «می دانم حتما شکست می خورم.» آیا خوشتان می آید یکی از دوستانتان مرتب به شما بگوید: «شما موفق نمی شوید». آیا با چنین فردی که نسبت به شما رفتار نامحترمانه ای دارد، معاشرت خواهید کرد؟ پس چگونه می توانید نسبت به خودتان تا این حد بی رحمانه و خصمانه رفتار کنید؟ با خودتان اندکی مهربان باشید.

2- مرور مدام تفکرات منفی:

این افراد همیشه نسبت به شرایط یا تعاملاتشان با دیگران تفکر منفی دارند. نگاه کردن به نیمه خالی لیوان عادت همیشگی بسیاری از مردم شده است. ممکن است از دیدن خیابان شلوغ، روز بارانی یا پرداخت صورتحساب زیاد ناراحت شوند و آن ها را تجربه های منفی بپندارند؛ البته در ذات ترافیک، آب و هوای بد یا صورتحساب چیز مثبتی وجود ندارد اما این مسائل همیشه هستند و نگاه شما به این شرایط آن ها را منفی یا مثبت جلوه می دهد. این انتخاب شماست که باعث می شود قوی یا ضعیف، شاد یا غمگین، قدرتمند یا قربانی به نظر آیید برای مثال برخی افراد، ممکن است به ترافیک به عنوان فرصتی برای گوش کردن به موسیقی یا خواندن یک مقاله جالب نگاه کنند یا یک روز بارانی برایشان لحظه ای باشد که کنار پنجره بنشینند و چای یا قهوه داغ بنوشند یا حتی از قدم زدن زیر باران بسیار لذت ببرند یا پرداخت صورتحساب ممکن است به آن ها کمک کند که در هزینه های اضافی شان صرفه جویی کنند و پس‌انداز کردن را بیاموزند.

3- مقایسه منفی با دیگران:

یکی از ساده ترین و رایج ترین روش ها برای داشتن احساس بد، خود را با دیگران مقایسه کردن است. ما ممکن است خودمان را با کسانی که موفقیت های بیشتری نصیب شان شده یا جذاب تر و پولدارتر هستند، مقایسه کنیم. وقتی دائم فکر کنیم که دیگران از ما بهترند بیشتر گرفتار احساس حسادت و بی لیاقتی می شویم. تحقیقات نشان می دهد این نوع مقایسه کردن ها، فرد را دچار اضطراب، نگرانی، افسردگی و خودسرزنشی می کند.

4- افکار منفی نسبت به گذشته:

باید از گذشته درس بگیریم، اما به آن نچسبیم. گاهی اوقات شرایط زندگی و شکست ها می تواند جلوی پیشرفت و استعدادهای بالقوه مان را بگیرد تا جایی که نتوانیم فرصت های جدید را به خوبی شناسایی کنیم. فراموش نکنیم چیزی که قبلا اتفاق افتاده قابل تغییر نیست؛ اما چیزی را که هنوز رخ نداده، می توانیم تا حدی به شکل دلخواه درآوریم؛ بنابراین اولین قدم در این راه جدا شدن از گذشته است.

5- میل به سرزنش:

سرزنش در واقع مسئول دانستن دیگران در بدشانسی هایمان است. برخی از مردم گناه شکست هایشان را به گردن والدین بی کفایت، روابط منفی، وضعیت بد اقتصادی و اجتماعی، وضعیت بد جسمی یا سختی های دیگر زندگی شان می اندازند. گرچه نمی توان اثر بد این عوامل و درد و مشکلات فراوانی را که موجب می شوند، نادیده گرفت اما وقتی به سرزنش دیگران بپردازیم در واقع خود را قربانی فرض کرده ایم و همین موضوع ما را به سمت زندگی تلخ تر و رنجش و شکست های بیشتر سوق می دهد. همچنین کسانی که شما آن ها را سرزنش می کنید، کمتر به احساستان اهمیت می دهند و شما با این رفتار زندانی افکار تلخ و رنجش هایتان می شوید.

6- نبخشیدن خود:

همه ما در زندگی اشتباه می کنیم. وقتی شما به اعمال گذشته تان نگاه می کنید شاید تصمیم ها و اعمالی داشته اید که به خاطرشان پشیمان شده باشید. ممکن است در قضاوت هایتان خطاهای بدی داشته اید و به خودتان یا دیگران ضرر رسانده باشید. وقتی شما حوادث گذشته را مرور می کنید، مسلما احساسی از بی لیاقتی و میل به سرزنش کردن خود پیدا می کنید که چرا چنین خطاهایی کرده، یا فرصت های خوب زندگی تان را به راحتی تباه کرده اید. حتی ممکن است نسبت به خود حس بدی داشته باشید. در این لحظات خیلی مهم است که نسبت به خود دلسوزانه رفتار کنید و متوجه شوید که اکنون نسبت به گذشته آگاهی هایتان بیشتر شده است و این شانس را دارید که خطاهای گذشته را تکرار نکنید و در خود یا دیگران تفاوتی مثبت به وجود آورید. خودتان را ببخشید. هر فردی اشتباه می کند و بازتاب اشتباه ها روی شما دائمی نیست. این خطاها مربوط به لحظاتی خاص است و هرگز از شما فرد بدی نمی سازد.



لینک ثابت
موضوع : مهارتهای زندگی - مهارت
بازدید : 83 مرتبه
تاریخ : دوشنبه 6 دی 1395

رنگ لباس هایی که در خانه یا محل کار می پوشیم، تاثیر زیادی روی روان خود ما و اطرافیانمان دارند. می پرسید چطور؟ در ادامه مطلب پاسخ خود را پیدا خواهید کرد...

رنگ های روشن شادی آورند

به طورکلی رنگ های روشنی که نوعی شادی و سرزندگی را با خود به همراه دارند، باعث شادابی و نشاط افراد می شوند. وقتی شما لباس هایی با رنگ های روشن و نزدیک به رنگ های طبیعت به تن می کنید، هم برای خودتان نشاط روحی به همراه می آورید و هم برای اطرافیانتان. از سوی دیگر، پوشیدن لباس هایی با رنگ های تیره و خنثی مانند مشکی یا خاکستری مشکلاتی مانند حس اندوه، غم و کرختی را در خود فرد و نزدیکان او ایجاد می کند.

نگاه کردن به رنگ های شاد، باعث افزایش سلامت روانی جامعه می شود. مکانیسم شاد شدن در اثر مشاهده رنگ های زیبا و روشن در بدن هم به این صورت است که ذهن افراد به محض دیدن این رنگ ها، زیبایی خاصی از محیط برداشت می کند و به نشاط می رسد.

رنگ های شاد و روشن پیام های خوشی را از خود متصاعد می کنند و باعث رضایت خاطر افراد می شوند. در حدیث معروفی از پیامبر بزرگ اسلام(ص) آمده: «نگاه کردن به سبزه باعث افزایش نور چشم می شود.» این افزایش نور چشم به واسطه طراوت و شادابی پنهان در رنگ سبز طبیعت است که به روان ما انسان ها انتقال پیدا می کند.

آدم های افسرده، رنگ های تیره

حتما می دانید که همه ما انسان ها به طور ذاتی به دنبال شادی، خوشحالی، زیبایی و زیباگرا هستیم و به همین دلیل علاقه فراوانی به رنگ های شاد و زیبا داریم. شاید با استناد به همین دلایل بتوان گفت گاهی آنهایی که به رنگ های تیره و خنثی مانند مشکی یا خاکستری علاقه دارند، به نوعی از برخی ناراحتی های روانی مانند افسردگی یا انزوا رنج می برند.

البته گاهی استفاده از رنگ های تیره نوعی قرارداد اجتماعی است و نمی توان آن را نتیجه افسردگی یا حزن و اندوه یک جامعه دانست؛ مثلا ممکن است پوشیدن لباس های خاکستری، قهوه ای یا سرمه ای از قوانین شرکتی باشد و پیروی از چنین قانونی به هیچ وجه به معنای افسرده بودن کارمندان آن شرکت نیست.

استفاده از رنگ های روشن و شاد در جامعه باعث بروز شادی عمومی، نشاط، تمدد اعصاب، بالا رفتن قدرت تصمیم گیری، دوری از پرخاشگری و استرس و اضطراب و رسیدن به آرامش می شود به این ترتیب سلامت روانی افراد جامعه تامین خواهد شد، حتی ممکن است اعتماد به نفس در چنین جوامعی بالاتر هم برود.

رنگ لباس، حال روان

رنگ لباس هایی که می پوشیم، به همان اندازه که بر روان دیگران تاثیر می گذارد، می تواند بر روان خودمان هم تاثیرگذار باشد. یعنی نوعی تطابق روانی بین فرد و لباسی که می پوشد ایجاد می شود و رنگ لباس شادی یا اندوه درونی را در فرد ایجاد یا به او القا می کند. به عبارت ساده تر، می توانیم با رنگ هایی که در طول روز از آنها استفاده می کنیم، با دنیای درونمان ارتباط برقرار کنیم در صورتی که با دیدن رنگ لباس دیگران با روحیه آنها آشنا می شویم.

البته تفاوت چندانی در این دو نوع ارتباط روانی با رنگ ها وجود ندارد و نقطه مشترک هر دوی آنها این است که بر سلامت روانی تاثیرگذار هستند. به همین دلیل به تمام اعضای خانواده توصیه می شود برای حفظ نشاط و شادابی خود و خانواده شان در خانه لباس های مرتب و با رنگ های شاد و روشن بپوشند.

معلم ها و مربی ها رنگ روشن بپوشند

توصیه ما که آموزش و پرورش هم آن را به معلم ها، به خصوص معلم ها و مربی های دبستان و پیش دبستان، ابلاغ کرده، این است که حتما هنگام حضور در کلاس، لباس هایی با رنگ های شاد و روشن بپوشند.

منظور ما از رنگ شاد حتما استفاده از مقنعه، مانتو یا پیراهن هایی با رنگ سرخابی و نارنجی نیست؛ منظور رنگ هایی مانند کرم، لیمویی، آبی آسمانی، سفید یا سبز است.

از آنجا که روحیه کودکان ازما بزرگ ترها لطیف تر است، دنیای آنها با شادی، نشاط و بازی همراه است و سلامت روانی شان به آن بستگی دارد و شخصیت آنها هنوز در حال رشد و شکل گیری است، ارتباط های آنها بیشتر به صورت لمسی است.

یعنی بچه ها از قدرت ذهن و تجزیه و تحلیل های منطقی، کمتر استفاده می کنند و به همین دلیل ارتباط آنها با محیط اطرافشان بیشتر به صورت کلامی و دیداری است.

به همین دلیل هم از مربیان مهد یا والدین کودکان خواسته می شود در ارتباط کلامی از صداهای ظریف و لفظ های زیبا (مانند عزیزم، قربونت برم، خاله جون یا...) برای ارتباط برقرار کردن با کودک استفاده و در حوزه دیداری هم با پوشیدن لباس هایی با رنگ های شاد با کودک ارتباط بیشتری برقرار کنند.

اصلا به دلیل همین لطافت روحیه بچه هاست که معمولا در دبستان ها و مهدهای کودک از رنگ های روشن و شاد برای رنگ آمیزی در و دیوار استفاده می شود. بچه ها در چنین فضایی سلامت روانی و آرامش بیشتری دارند و قادر به تحمل محیطی غیر از محیط خانه برای چند ساعت متمادی خواهند بود.

بچه ها با چنین فضایی می توانند ارتباط عمیق تری برقرار کنند.

پوشیدن لباس هایی با رنگ شاد به مادران و پدرانی که فرزند کوچکی در خانه دارند نیز توصیه می شود.

منبع : مقاله , دکتر پرویز رزاقی روان شناس، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی روزنامه سلامت ( www.salamat.ir )



لینک ثابت
موضوع : روانشناسی - اطلاعات
بازدید : 69 مرتبه
تاریخ : شنبه 15 آبان 1395

20 توصیه کاربردی آداب معاشرت

یکی از عوامل مهم آداب معاشرت، سلام کردن و شیوه دست دادن می باشد. سلام کردن و دست دادن در آموزه های دینی و در تمام جوامع به نشانه دوستی و صمیمیت است. به منظور یادآوری این فرهنگ و تقدیر از پیشینیان، بخش توصیه های کاربردی را تقدیم می کنیم:    

1-همیشه در سلام کردن پیشقدم باشید. این عمل شما در ذهن باقی می ماند و نشان بزرگواری شماست.

2 - هنگام سلام کردن به چهره مخاطب نگاه کنید و با لبخند به استقبال ایشان بروید، زیرا ممکن است شما همزبان نباشید. بنابراین لبخند شما به همراه سلام ماندگار می شود.

3-به هر مجلس یا به هر جمعی که وارد می شوید با صدای رسا به همه سلام کنید حتی اگر دارای رتبه و مقام بالایی هستید. چرا که مجموع سن حاضران به مراتب چندین برابر سن شماست! همچنین زمانی که از مکانی خارج می شوید و جمعی را ترک می کنید، وظیفه دارید از همه حاضران خداحافظی کنید مگر آنکه قصد ورود به جایی مانند استادیوم ورزشی و یا خروج از آن را داشته باشید!

4-آقایان بهتر است در سلام کردن به خانم ها دقت نمایند و فقط به خانم های آشنا سلام کنند. فراموش نکنید که توقف بیش از حد و طولانی به هنگام سلام و احوالپرسی با خانم ها پسندیده نیست.

5-اگر دوستان در گوشه ای خلوت کرده اند و مشغول صحبت با یکدیگر هستند، به هیچ عنوان در کنار ایشان توقف نداشته باشید مگر از شما دعوت شود تا به جمع ایشان بپیوندید.

6-علی رغم آنکه بهتر است در سلام کردن پیش دستی نمود، لیکن کوچکترها می بایست سلام کنند، اما به هیچ عنوان پس از سلام کردن دست خود را دراز نکنید. بزرگترها می بایست برای دست دادن دست خود را جلو آورند.

7-هر گاه با تلفن مکالمه می کنید، به محض برقراری ارتباط ابتدا سلام و و سپس خودتان را معرفی کنید؛ به هیچ عنوان توقع سلام کردن دیگران را نداشته باشید.

8-استادان و معلمان گرامی به هنگام ورود به کلاس های درس می بایست به جمع دانش آموزان و دانشجویان سلام کنند و شاگردان نیز لازم است به پا خیزند.

9-شایسته است مدیران و معاونان سازمان ها به ویژه آژانس های مسافرتی، هتل ها و کلیه نهادهای فرهنگی به هنگام ورود به محل کار خود به حاضران سلام کنند و اگر کسی به احترام ایشان ایستاد، ضمن تشکر آن ها را به نشستن دعوت کنند.

10-راهنمایان تورهای گردشگری هر مرتبه که وارد اتوبوس گردشگر می شوند و یا این که در فواصل مختلف زمانی، میهمانان تور را می بینند، وظیفه دارند به آن ها سلام کنند.

11-به جای سلام کردن از عبارت «خست نباشید» استفاده نکنید. این جمله بار معنایی خوبی ندارد.

12-پس از سلام کردن، بسیار کوتاه حال طرف مقابل را بپرسید و اجازه دهید تا وی به شما پاسخ بدهد.

13-بازاریاب ها و کارمندان وظیفه دارند هنگام مکالمه با سلام کردن و معرفی خود، مطالب خود را بیان کنند.

14-در سلام کردن از واژه های پارسی استفاده کنید، اما به هیچ عنوان به جای حرکت زبان، سر را به علامت سلام تکان ندهید. این عمل نوعی بی احترامی و کم محلی می باشد.

15-از واژه های مرسوم در سلام کردن استفاده کنید، گو این که می توانید از واژه «درود» نیز در شرایط خاص استفاده کنید.

16-سلام و احوالپرسی نیازمند زمانی طولانی نیست، نه وقت خودتان را بگیرید و نه وقت دیگران را.

17-درست است که گفته شده پس از سلام کردن باید دست را جلو برد و دست داد، اما فراموش نشود با کسی دو دستی دست ندهید. البته در پایان نمازهای جماعت اگر کسی به شما دودستی دست می دهد، سعی کنید شما نیز چنین کنید.

18-اگر دست شما خیس است، به هیچ وجه با دست خیس و یا با مچ دست، دست ندهید، کافیست عذرخواهی نموده و ایستاده احترام بگذارید.

19-به هیچ عنوان آقایان به قصد دست دادن نباید دست خود را به سمت خانم ها دراز کنند، بلکه در شرایط ویژه و در میهمانی های خانوادگی هنگام روبرو شدن با خاله یا عمه و یا ... اگر این خانم ها دست خود را جلو آورند، شما وظیفه دارید دست بدهید. جلو بردن دست به سمت خانم ها برای دست دادن، نشان از عدم آگاهی نسبت به آداب معاشرت است.

20-به هنگام دست دادن، دست طرف مقابل را محکم نگیرید، خیلی ملایم و آرام و فقط به مدت 3 الی 5 ثانیه دست ها در تماس باشند، البته شل دست دادن و از روی بی حالی نیز جایز نیست.

 



لینک ثابت
موضوع : مهارتهای زندگی - مهارت
بازدید : 56 مرتبه
تاریخ : دوشنبه 10 آبان 1395
..
صفحه ی بعدی (/2/) 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ... صفحه ی قبلی (0)
نمایش صفحه ی 1 از 25   |   5 نمایش در هر صفحه

مطالب اخیر
ترجمه سایت
ترجمه
نظر سنجی
به نظر شما آیا مطالب درج شده کاربردی هست؟

بله
خیر

مشاهده نتایج نظر سنجی


پیوند ها

اسلایدر

دانلود فیلم