سلامت روان
آموزش همگانی سلامت روان khalil karimi


آخرین ارسال های تالار گفتمان
هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
بازدید : 37 مرتبه
تاریخ : دوشنبه 28 فروردین 1396

 

انسان‌های موفق چه تفاوت‌هایی با دیگران دارند؟ آیا استعداد موفقیت در وجود برخی انسان‌ها بیش از دیگران نهادینه شده‌ است؟ اگر این‌ طور است شما چقدر برای موفقیت استعداد دارید؟

 http://s9.picofile.com/file/8292374918/225657.jpg

اکنون این امکان برایتان فراهم شده‌ است که مهم‌ترین ویژگی‌های رفتاری انسان‌های موفق را بشناسید و به این وسیله نقاطِ ضعف و قدرت خود را تخمین بزنید. اگر برخی از این ویژگی‌ها را نداشتید، ناامید نشوید، همیشه برای اصلاح خودتان فرصت دارید اما بهتر است وقت را تلف نکنید و زودتر دست‌ به‌ کار شوید.

فرمول به‌ خصوصی برای موفقیت وجود ندارد اما همه‌ انسان‌های موفق ویژگی‌های رفتاریِ معینی دارند.

هر یک از ما تعریف منحصر به‌ فردی از موفقیت داریم. به نظر بسیاری از ما، موفقیت در وهله‌ اول با پول و ثروت تخمین زده می‌شود. گر چه واضح است که موفقیت جوانب مهم دیگری هم دارد. برای بعضی از مردم مهم این است که بتوانند وقت‌شان را آن گونه که می‌خواهند سپری کنند. برای برخی دیگر توانایی کمک به نیازمندان مهم است. معیار هر چه باشد، در شخصیت همه‌ انسان‌های موفق ویژگی‌های به‌ خصوصی مشاهده شده‌ است. از میلیونرها گرفته تا مدیرانِ تازه شکوفا شده، همگی شخصیت‌ متفاوتی داشتند. با این حال همه‌ آنها چند ویژگی رفتاری مشابه داشتند که باعث موفقیت‌شان شده بود.

انسان‌های موفق، از دیزنی گرفته تا اپرا اموراتِ بسیاری را با تکیه بر این ویژگی از پیش برده‌اند و این ویژگی به آنها کمک کرده‌ است گذشته را کنار بگذارند و آینده را بسازند. نگاهی به این مقاله بیندازید تا ببینید چند نمونه از آنها را در رفتارهای خود مشاهده می‌کنید.


1.به رقابت نیاز دارند

تا کنون فرد موفقی را ندیده‌ام که حسِ رقابت عمیقا در وجودش ریشه ندوانده باشد. موفقیت در اصل برخاسته از احساس نیاز به برنده شدن است. دلایل متفاوت‌اند اما هدف همواره بُرد است. انسان‌های موفق تشنه‌ کشف راه‌های خلاقانه‌ای هستند که آنها را در رقابت بالا می‌کشد و از این که با سرخوردگی نظاره‌گر باختن‌شان باشند، متنفرند. مردم معمولا این ویژگی را با اخلاق کاری اشتباه می‌گیرند. در اینجا منظور زیاد کار کردن نیست. رقابت‌طلبی شما را ترغیب می‌کند بیشتر از دیگر رقبای‌تان برای رسیدن به رویاهای‌تان کار کنید و راه‌های رسیدن به موفقیت را برای‌تان هموار می‌کند.


2-گذشته را رها می‌کنند

ویژگی اول یک نتیجه‌ مهم دارد. هر قدر هم موفق باشید، ماندن در گذشته یا پر رنگ کردن آخرین اشتباه‌تان از سرعت پیشرفت‌تان می‌کاهد. انسان‌های موفق در گذشته‌های‌شان متوقف نمی‌شوند. آنها درس‌های لازم‌ را از گذشته فرا می‌گیرند و با سرعت به سوی چالش‌های بزرگ‌تر حرکت می‌کنند.


3-برای پیشرفت انگیزه دارند

انسان‌های موفق همواره تلاش می‌کنند خود را اصلاح کنند. آنها سخت‌گیرترین منتقدانِ خود هستند. هیچ‌گاه از خودشان راضی نیستند و همیشه تلاش می‌کنند، بهتر باشند. بیشتر از هر کسِ دیگری مشتاقند بهترین باشند.


4-به جزئیات زیاد توجه می‌کنند

این ویژگی در عین حال که برای اطرافیان آزاردهنده است، نتایج بسیار خوبی به همراه دارد. ظاهرا این ویژگی با عبارت معروفِ «درگیرِ جزئیات نشو» متضاد است اما انسان‌های موفق اکثرا هنگامی که کارهای کوچک انجام می‌دهند به جزئیاتِ آن نیز توجه می‌کنند.


5-فهرستی از دستاوردهایشان را نگه می‌دارند

انسان‌های موفق یادگارهای موفقیت‌های‌شان را نگه می‌دارند. نه لزوما برای نمایش دادن‌شان (گر چه بسیاری این کار را می‌کنند) که برای این که به خود و اطرافیانشان یادآوری کنند سرسختی، به تنهایی برای غلبه بر غیرممکن‌ها کافی است.


6-ضرورت بهبود روابط کاری را درک می‌کنند

یکی از رایج‌ترین ویژگی‌های انسان‌های موفق جدیت در روابط کاری است. همه موفقیت‌ها بر پایه‌ ارتباطات انسانی بنا شده‌اند. این ارتباطات باید به درستی پرورش یابند و تقویت شوند.


7-به خودشان جایزه می‌دهند

وقتی از شدت کار کردن احساس خفگی می‌کنید، نیاز به زمانی دارید که از نظر جسمی و عاطفی به خودتان بپردازید. با کارهای ساده‌ای مانند مدیتیشین، تمرینات ورزشی، تفریحات سالم، فعالیت‌های بشردوستانه یا گریزی ناخودآگاه. یا هر چه خودتان صلاح می‌دانید، مقصود این است که از فرسودگی‌تان پیشگیری کنید؛ تمرکزتان را حفظ کنید و به خودتان یادآوری کنید، چرا این کارهای سخت را انجام می‌دهید.


8-قدرشناس هستند

تعدادی از مصاحبه‌هایی را که با فضانوردان شاتل فضایی داشته‌ام به خاطر دارم. آدم‌هایی بی‌اندازه موفق که بیشتر از هر فرد دیگری حق داشتند خودبین باشند اما بر عکس، قدرشناس‌‌ترین آدم‌هایی بودند که تاکنون دیده‌ام. به خوبی می‌دانستند چقدر خوشبخت هستند که در جایگاه کنونی‌شان قرار دارند و از این که احساس‌شان را با دیگران نیز در میان بگذارند، خجالت نمی‌کشیدند.


9-در مواقع بحرانی متزلزل نمی‌شوند

یکی از مهم‌ترین معیارهای موفقیت پایداری در شرایط بحرانی است. انسان‌های موفق در شرایط بحرانی مسیر و هدف‌شان را گم نمی‌کنند و با این عمل به الگویی قابل اتکا برای اطرافیان‌شان تبدیل می‌شوند.


10-تلاش می‌کنند اعتبارشان را افزایش دهند

اگر قابل‌ اعتماد نباشید، دستیابی به هر سطحی از موفقیت برای‌تان تقریبا غیر ممکن است. اعتماد کردن به انسان‌های موفق آسان است زیرا افکارشان را واضح بیان می‌کنند و همیشه صادق و شفاف هستند. حتی اگر با ایشان موافق نباشید، موضع‌ خود را تغییر نمی‌دهند.

11-مسئولیت‌پذیر هستند

حتی درخشان‌ترین موفقیت‌ها هم گاهی ناگریز دچار لغزش می‌شوند. پذیرفتن اشتباه خصیصه‌ای است که نه‌ تنها اعتماد مردم را جلب می‌کند که به آنان نشان می‌دهد اشتباه چیزی نیست که پنهانش کنند یا بر گردن شخص دیگری بیندازند.

12-در برابر مشتریانشان به خوبی ظاهر می‌شوند

حتی خشک‌ترین و مغرورترین مدیر‌عامل‌ها هم به مشتریان‌شان احترام گذاشته و با ظاهر و رفتاری جذاب مقابل آنان حاضر می‌شوند. آنها خوب می‌دانند جایگاه کنونی‌شان را مدیون مشتریان‌شان هستند.

13-به توجهی‌ که از سوی دیگران دریافت می‌کنند اهمیت نمی‌دهند

انسان‌های موفق متوجه هستند که با افزایش موفقیت‌شان، جوک‌های‌شان خنده‌دارتر می‌شود و همواره بر تعداد افرادی که با آنها موافقند، افزوده می‌شود اما به این گونه مسائل توجه نمی‌کنند. انسان‌های موفق می‌دانند نظرِ مثبتی که مردم نسبت‌ به آنها دارند باعث نمی‌شود که دیگر مرتکب اشتباه نشوند.

14-مایلند به دیگران کمک کنند

هر گاه به درجه‌ای از موفقیت دست‌ یابید، یکی از بهترین پاداش‌هایی که نصیب‌تان می‌شود توانایی تشویق و سرِ شوق آوردن دیگران است. انسان‌های موفق می‌دانند قدرت کافی برای افزایش اعتماد به‌ نفس دیگران دارند و وقتی این کار را انجام می‌دهند، دوستانی وفادار به دست می‌آورند و اثرات کمک‌های‌شان بارها و بارها در زندگی‌شان منعکس می‌شود.

15-اجازه نمی‌دهند با شکست‌های‌شان شناخته شوند

هیچکس صد در صد موفق نیست. موفقیت بدون شک نتیجه‌ مثبتِ تلاش‌هایی است که شامل شکست‌ها، تجربیات و آموخته‌های فراوان است. به گفته‌ دانشمندان، جهانی که در آن زندگی می‌کنیم مدت‌ها پیش با غلبه‌ ماده بر پادماده با اختلافی بسیار کم به وجود آمده‌ است. با اختلافِ تنها یک ذره در برابر میلیاردها ذره‌ دیگر. ویرانی‌های بسیاری رخ داد تا آن چه اکنون هست به وجود بیاید. بنابراین اگر از شکست می‌ترسید، در واقع دارید از موفقیت دوری می‌کنید. با ترس‌تان کنار بیایید. دنیا به سوی موفقیت پیش می‌رود.

 



لینک ثابت
موضوع : روانشناسی - اطلاعات
بازدید : 91 مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 9 فروردین 1396

 

درعلم روانپزشکی به شخصی که از سلامت بدنی برخوردار است ولی خود را بیمار می انگارد هیپوکندریاک یا خودبیمارانگار گویند.

خودبیمار انگاری یا هیپوکندریا ترس بیمارگون یا اعتقاد به داشتن یک بیماری جدی با وجود اینکه بیماری وجود ندارد. هرکدام از اعضاء بدن ممکن است درگیر شوند. از همه شایعتر درگیری سیستمهای گوارشی و قلبی عروقی است.http://uupload.ir/files/afy0_عکس.jpg

اصطلاحا هیپوکندریاک به فردی گفته می شود که گمان می کند بیمار است «یا تنها» تصور می کند علائمی از بیماری دارد اما واقعا هیپوکندریا یعنی نگرانی مفرط درباره سلامتی، مانند هر تشخیص بالینی دیگر جدی است. این حالت باید «تشخیص مثبت» داده شود بدین معنا که تنها رفع ظن بیماری جسمی کافی نیست بلکه وجود یک اضطراب اغراق آمیزهم باید در فرد تشخیص داده شود. هیپوکندریازیس غالباً نوعی پاسخ به حالتهای استرس و یا بیماریهای روحی مانند اضطراب و افسردگی است. هیپوکندریازیس در شرایط مختلف و بصورتهای کوتاه مدت و بلند مدت مشاهده می شود. بلندمدت بدین معنا که ، برخی افراد از زمان کودکی به آن مبتلا بودنده اند. این افراد از سنین کودکی دچار اضطراب بوده و برای آنها نگرانی از ابتلا به بیماری به عادتی تبدیل شده که مایه استرس است.آنها ندانسته بیماری را دستاویزی برای رهائی از کارهائی که باعث نگرانی شان می شود، قرار می دهند و زمان و هزینه زیادی را برای دیدن متخصصین پزشکی صرف می کنند. برای مثال شخصی ممکن است پس از مرگ یکی از دوستانش در اثر سکته قلبی، مدت ها هرگونه احساس درد ناگهانی در قفسه سینه را به معنی وقوع اتفاق مشابه برای خود تصور کند. بهرحال زمانی که انسان دچار اضطراب روحی است، نشانه های جسمانی نیز بروز خواهند کرد. در مورد نوع کوتاه مدت،برای مثال شخصی که یکی از نزدیکان خود را در اثر ابتلاء به تومور مغزی از دست داده ، در صورت دچار شدن به سردردهای مزمن ممکن است اینگونه بیندیشد که او هم به این بیماری مبتلاست. ـ بیمار اعتقاد دارد که بیماری یا اختلال کارکرد جسمی وجود دارد.

ـ معاینه بالینی یا جواب منفی آزمایشها، تنها به مدت کوتاه موجب اطمینان بخشی بیمار میگردد. ولی بعد علایم برمیگردد (در هذیان جسمی، نمیتوان به بیمار اطمینان خاطر داد( ـ اختلال حداقل شش ماه طول میکشد. ـ اعتقاد، شدت هذیانی ندارد. علائم بارز: علائم فیزیکی همیشه موجودند اما ممکن است عادی باشند ( مانند سردرد، درد شکم، سرگیجه، بی اشتهائی و …) که به غلط، خطرناکتر از آنچه هستند تفسیر می شوند.

آنها بر این باور بودند که یک سری نشانه های بیماری درست از زیر دنده ها(شکم فوقانی) منشا می گیرد. همچنین می پنداشتند علائم روحی که غالبا با درد و ناراحتی همراهند نتیجه وجود بیماری هستند. ازآن زمان برای هربیماری ناشناخته یا غیر قابل تشخیص واژه فوق یعنی hypochondria را بکار می بردند. شیوع آن در زنان و مردان یکسان است و در میان همه گروه های سنی و طبقات اجتماعی ممکن است ظاهر شود. در تمام سنین میتواند اتفاق بیفتد، اوج ابتلاء در مردان در سنین سی سالگی و در زنان در سنین چهل سالگی است. تشخیص این حالت زمانی صورت می گیرد که شخص طی حداقل شش ماه علیرغم اطمینان خاطر از لحاظ پزشکی ، خود را متقاعد نموده که بیمار است و یا می ترسد که بیمار باشد. این ترس از بیماری یا ابتلا ء به نشانه های آن، ناخوشایند است و تاثیر منفی در روند عادی زندگی روزانه فرد دارد و نهایتا منجر به آزمایشات کلینیکی یا درمان می شود. حتی ممکن است بیمار موقتا بپذیرد که توضیح فیزیکی برای علائمی که وی بروز می دهد وجود ندارد. این نوع خود بیمار انگاری در میان دانشجویان پزشکی تحت عنوان سندرم دانشجویان پزشکی شایع است و علت آن آشنائی این افراد با انواع بیماری ها و مواجه شدن با آنهاست لذا به محض مشاهده یک نشانه شبیه نشانه موجود دریک بیماری خاص دچار اضطراب و ترس خاصی می شوند.این نوع هیپو کندریازیس معمولا موقتی و گذراست اما برخی افراد با نوع طولانی تر آن روبرو هستند که غالبا از زمان کودکی به آن مبتلا بوده اند.این افراد از سنین کودکی دچار اضطراب بودند و برای آنها نگرانی از ابتلا به بیماری به عادتی تبدیل شده که مایه استرس است. آنها بیماری را دستاویزی برای رهائی از کارهائی که باعث نگرانی شان می شود، قرار می دهند و زمان و هزینه زیادی را برای دیدن متخصصین پزشکی صرف می کنند. علائم فیزیکی همیشه موجودند اما ممکن است عادی باشند (مانند سردرد، درد شکم، سرگیجه، بی اشتهائی و…) که به غلط، خطرناک تر از آنچه هستند تفسیر می شوند. نشانه های جسمی ممکن است متغیر یا ثابت و نیز می توانند مبهم یا کاملا اختصاصی باشند.هر چند که احتمال طولانی شدن دوره درمان وجود دارد و تمایل به داشتن نگرانی مفرط از سلامتی ممکن است کاملا از بین نرود. بهر حال بیمار مبتلا به هیپوکندریا می تواند دریابد که دچار اضطراب است و یک بیماری جدی جسمی ندارد و بتدریج از اضطراب خود بکاهد.

سبب شناسیـ علل ممکن است روانزاد باشد، ولی بیمار ممکن است به شکل مادرزادی به عملکردها و احساسهای بدنی، حساسیت بیش از حد داشته باشد و آستانه تحملش برای درد یا ناراحتی جسمی پائین باشد. ـ پرخاشگری نسبت به دیگران از طریق قسمت خاصی از بدن، به سمت خود برمیگردد. ـ عضو مبتلا ممکن است معنای نمادین مهمی داشته باشد و بنابراین به گونه ای نمادی از بدن به سخن می آید و ابراز ناراحتی میکند. فرد با دانستن این مطلب که خود بیمار انگار است و واقعا مبتلا به بیماری خاصی نیست ، شفا نمی یابد ، اما این آگاهی اولین قدم است. زمانی که خودبیمار انگاری در اثر یک رویداد مهم در زندگی فرد بروز می کند (برای مثال از دست دادن عزیزان) درمان به زمان کمتری نیاز دارد تا اینکه شخص همواره در مورد وجود یک بیماری جسمی، دچار ترس و اضطراب بوده باشد. انواع موقتی هیپوکندریا که در اثر اتفاقات ناگهانی روی می دهد معمولا با مشاوره و گاه با مصرف داروهای ضد اضطراب قابل درمان است اما در مورد گروه دوم که دیرزمانی است از این ترس و نگرانی ها رنج می برند ، معمولا ، معمولا پزشکان از روند درمان آنها رضایت ندارند چراکه دائما فهرستی از علائم را متذکر می شوند که آزمایشات ، عدم وجود بیماری مربوط به آنها راتایید می کنند و این اشخاص به هیچ وجه به مرحله اطمینان کامل از سلامتی خود نمی رسند. بهر حال آنچه مسلم است در صورت بروز ناراحتی های جسمی مراجعه به پزشک متخصص ودر صورت لزوم انجام آزمایشات بهترین راه برای مطمئن شدن از احتمال وجود یا عدم وجود بیماری است و در صورت بروز نگرانی های افراطی و ترس از بیماری نیز کسب راهنمائی و مشاوره و احتمالا مصرف داروهای ضد اضطراب به تجویز پزشک اجتناب ناپذیر است.

درمان :هر چند که احتمال طولانی شدن دوره درمان وجود دارد و تمایل به داشتن نگرانی مفرط از سلامتی ممکن است کاملاً از بین نرود. بهرحال، بیمار مبتلا به هیپوکندریا می تواند دریابد که دچار اضطراب است و یک بیماری جسمی ندارد و بتدریج از اضطراب خود بکاهد . این اولین قدم است . انواع موقتی هیپوکندریا معمولاً با مشاوره و گاه با مصرف داروهای ضداضطراب قابل درمان است . اما در نوع بلندمدت، پزشکان از روند درمان آنها رضایت ندارند ، چرا که دائماً فهرستی از علائم را متذکر می شوند که آزمایشات، عدم وجود بیماری مربوط به آنها را تأیید می کنند و این اشخاص به هیچ وجه به اطرافیان اطمینان کامل از سلامتی خود را نمی دهند .

ـ دارودرمانی:درمان داروئی علایم؛ داروهای ضداضطراب و ضدافسردگی برای اضطراب و افسردگی؛ و داروهای سروتونرژیک برای افسردگی و اختلال وسواس فکری - عملی مفید هستند. مصاحبه با کمک دارو میتواند باعث پالایش (catharsis) و بهبودی بالقوه نشانه های بیماری شود، با این وجود، معمولاً این بهبودی، تنها موقتی است.

ـ درمان روانشناختی:

1. رواندرمانی پویش روانی مبتنی بر بینش، معنای نمادین نشانه را مشخص میکند و مفید است. به بیمار جملاتی مانند ”همه اینها در ذهن تو است“ نباید گفته شود. ارتباط طولانیمدت با پزشک یا روانپزشک، همراه با اطمینانبخشی به بیمار که بستری جنسی ندارد، مفید است.

2. هیپنوتیزم و رفتاردرمانی برای القاء آرمیدگی مفید است.

 



لینک ثابت
موضوع : ناراحتی های روانی - اختلالات
بازدید : 167 مرتبه
تاریخ : جمعه 4 فروردین 1396

Positive Thinking

           تفکرمثبت          

With a positive attitude we experience pleasant and happy feeling. This brings brightness to the eyes, more energy, and happiness.

In order to turn the mind toward the positive. Some inner work is required, since attitude and thoughts do not change overnight.

با نگرش مثبت به احساس خوشایندی می رسیم. در چشم ها درخشندگی، انرژی بیشتر وشادی به وجود می آید.                                                        

برای چرخش ذهن به سمت مثبت برخی کارهای درونی نیاز است بخاطر اینکه نگرش و انگیزه ها یک شبه تغییر نمی کنند.                                      

                                                      

  1. Read about this subject, think about its benefits, and persuade yourself to try it the power of your thoughts is a mighty power that is always shaping your life. Ignore what other people say or think about you. If they discover that you are changing the way you think.

درمورد این موضوع بخوانید، در مورد مزایایش فکرکنید، و خود را وادارکنید که امتحان کنید قدرت اندیشه شما یک قدرت مطلق است که همیشه به زندگی شما شکل می دهد. حرف مردم یا اینکه در مورد شما فکرمی کنند را نادیده بگیرید،اگر آنها کشف کنند که شما درحال تغییرهستید آنچنان که فکرمی کنید.                                                        

  1. Use your imagination to visualize only favorable and beneficial situations.

ازتخیلتان استفاده کنید برای تجسم کردن فقط در موقعیت های سودمند و دلخواه.                                                                      

  1. Use positive words in your inner dialogues or when talking with others.

در گفتگوهای درونی خودتان یا وقتی با دیگران صحبت می کنید از واژه های مثبت استفاده کنید.                                                        

  1. Smile a little more, as this helps to think positively.

کمی بیشتر بخندید که به مثبت اندیشی کمک می کند.                      

  1. Once a negative thought enters your mind, you have to be aware of it, and endeavor to replace it with a constructive one. It is as if there are two pictures in front of you, and you have to choose to look at one of them, and disregard the other.

زمانی که یک تفکر منفی به ذهنتان خطور می کند،مراقب باشید. و تلاش کنید با یک چیزسازنده جایگزین کنید. انگار دوتصویر روبروی شما قرار دارد،به یکی ازآنها نگاه کنید و دیگری را نادیده بگیرید.                      

  1. In case you experience inner resistance and difficulties when replacing negative thoughts with positive ones, do not give up, but keep looking only at the beneficial, good and happy thoughts in your mind.

اگر شما با مقاومت درونی شدید مواجه شدید هنگامی که فکرمنفی را با مثبت عوض می کنید تسلیم نشوید، اما فقط بنگرید به مزایای خوب شاد فکر کردن درذهنتان                                                     

  1. It doesn’t matter what your circumstances are at the present moment. Think positively, expect only favorable results and situations, and circumstances will change accordingly.

اصلا مهم نیست که اکنون در چه شرایطی هستید.مثبت فکر کنید،تنها نتایج دلخواه را انتظار داشته باشید و شرایط تغییر خواهد کرد متعاقبا

  1. Help others: Take the focus away from you and something nice for another pers.

به دیگران کمک کنید: تمرکز را از روی خودتان بردارید وکار خوبی را برای دیگران انجام دهید.                                                    

Compiled by Dr.M.Baghfalaki

گردآوری شده توسط دکتر مهدی باغفلکی



لینک ثابت
موضوع : روانشناسی - اطلاعات
بازدید : 1433 مرتبه
تاریخ : سه شنبه 3 اسفند 1395

 

ما همه اشتباه می‌کنیم اما افرادی که از اشتباهات خود درس می‌گیرند، افراد موفق هستند.

هرگز به عقب باز نگردید!این چه معنی دارد؟ با مشاهداتی که روی افراد موفق انجام شد، دکتر هنری کلاد، نویسنده کتاب هرگز به عقب بازنگردید: ده کاری که هرگز انجام نخواهید داد، نکات تکان‌دهنده خاصی را کشف کرده است که در افراد وجود دارند در زندگی و در تجارت که وقتی آن را دارند، هرگز به روش قدیمی ‌انجام کارها بازنمی‌گردند. و وقتی این اتفاق می‌افتد، آنها دیگر آن آدم قبلی نیستند. خلاصه کلام اینکه، آنها آن را فهمیده‌اند. دکتر کلاد می‌گوید: سال‌ها قبل، یک تصمیم تجاری اشتباه باعث شد که بحث جالبی با مربی خود داشته باشم. من درسی ارزشمند را به سخت‌ترین روش گرفتم و او به من اطمینان داد که: نکته خوب اینجاست که وقتی آن درس را گرفتی، هرگز به عقب برنگردی. هرگز آن را دوباره انجام ندهی.» «من در شگفت بودم که آن نکته بیداری چیست که افراد موفق انجامش می‌دهند و برای همیشه روش انجام کارهای‌شان را تغییر می‌دهند و آنها را به سمت موفقیت در تجارت، ارتباطات و زندگی سوق می‌دهند؟ مطالعه و بررسی آن نکات بیداری را آغاز کردم، و در طی سال‌ها روی آنها تحقیق کردم. اگرچه زندگی و تجارت درس‌های فراوانی دارند که به ما بیاموزند،

دکتر کلاد ۱۰ راه یادگیری را مورد بررسی قرار داد که افرادی با عملکرد عالی آن کارها را انجام می‌دهند و هرگز باز نمی‌گردند.
افراد موفق هرگز دوباره…
1-‌ به کاری که جواب نداده باز نمی‌گردند. ما هرگز نباید به یک شغل یا یک ارتباط شکست‌خورده که به دلیلی خوب به پایان رسیده است بازگردیم و انتظار داشته باشیم که اینبار نتیجه‌ای متفاوت بگیریم بدون اینکه چیزی در آن متفاوت باشد. 

2-‌ کاری را که مستلزم این است که آنان شخصی باشند که نیستند انجام نمی‌دهند. در هر کاری که انجام می‌دهیم باید از خود بپرسیم چرا این کار را انجام می‌دهم؟ آیا من برای این کار مناسب هستم؟ آیا این کار برای من مناسب است؟ آیا دوام دارد؟ اگر پاسخ هریک از این سوالات منفی است، بهتر است دلیل خوبی برای ادامه آن داشته باشید.

3-‌ هرگز سعی نمی‌کنند شخص مقابل را تغییر دهند
وقتی درمی‌یابید که نمی‌توانید کسی را مجبور به انجام کاری کنید، به او آزادی می‌دهید و اجازه می‌دهید که عواقب و نتایج را تجربه کند. با این کار، آزادی خود را هم بازخواهید یافت. 

4-‌ باور نمی‌کنند که می‌توانند رضایت همگان را جلب کنند.وقتی دریافتید که در حقیقت غیرممکن است که رضایت همگان را جلب کنید، زندگی هدفمند را آغاز می‌کنید و سعی می‌کنید افراد درست و مناسب را راضی نگه دارید.

5-‌ هرگز راحتی کوتاه‌مدت را به منفعت درازمدت ترجیح نمی‌دهند.

وقتی افراد موفق درمی‌یابند که چیزی را می‌خواهند که مستلزم قدمی‌دردناک و محدود به زمان است، انجام آن کار دردناک برایشان مهم نیست، زیرا این کار آنان را به منافع دراز‌مدت می‌رساند. نادیده گرفتن این اصل زیربنایی‌ترین تفاوت میان افراد موفق و ناموفق در امور شخصی یا کاری است.

6-‌ به چیزی یا کسی که درظاهر بی‌عیب است، اعتماد نمی‌کنند. طبیعی است که به سمت افراد یا چیزهایی کشیده می‌شویم که «افسانه‌ای» به نظر می‌رسند. ما عاشق تعالی هستیم و همیشه باید درپی آن باشیم. ما باید به دنبال افرادی باشیم که در کاری که انجام می‌دهند عالی هستند، کارمندانی که کارشان را به بهترین شکل انجام می‌دهند، عشق‌هایی که استثنایی هستند، دوستانی که شخصیت درخشان دارند و شرکت‌هایی که پیشرو هستند. اما وقتی که کسی خیلی خوب‌تر از آن است که بتوان باور کرد، آیا چنین است؟ دنیا کامل نیست. دوره‌ای است. هیچ کس و هیچ چیزی بی‌عیب نیست و اگر آنها چنین ظاهر می‌شوند، دکمه توقف را فشار دهید.

7-‌ آنها هرگز از تصویر بزرگ خود چشم برنمی‌دارند.

 وقتی که بتوانیم تصویری بزرگ را ببینیم در زندگی و کار خود بهتر عمل می‌کنیم. برای افراد موفق، هیچ اتفاق منفردی به معنی کل داستان نیست. برنده‌ها این نکته را همیشه به خاطر دارند.

8-‌ هرگز تلاش و کوشش پیوسته را فراموش نمی‌کنند.

 مهم نیست چقدر چیزی به ظاهر خوب به نظر برسد، تنها با پشتکار و نگاهی عمیق و دقیق است که درمی‌یابیم چه چیزی را باید بدانیم: واقعیتی که به خود بدهکاریم.

9-‌ هرگز از پرسیدن این پرسش سر باز نمی‌زنند که چرا در جای کنونی هستند. یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های افراد موفق با دیگران این است که افراد
موفق همیشه در عشق، زندگی، ارتباطات و تجارت از خود می‌پرسند که در این موقعیت نقشی که ایفا می‌کنم، چیست؟ به بیان دیگر، آنها خود را قربانی نمی‌بینند، حتی وقتی که واقعا هستند. 

10-‌ هرگز فراموش نمی‌کنند که زندگی درونی‌شان برای موفقیت بیرونی نقش تعیین‌کننده دارد.گاهی زندگی خوب رابطه چندانی با شرایط بیرونی ندارد. ما اغلب با آنچه که در درون هستیم خوشبختیم و احساس کمال می‌کنیم. تحقیقات این نکته را ارزیابی کرده‌اند. زندگی درونی‌مان در خلق شرایط بیرونی‌مان نقش دارد. و این گفته صحت دارد: افرادی که هنوز در تلاش برای یافتن موفقیت در حوزه‌های مختلف زندگی هستند، می‌توانند به یک یا چند الگوی این‌چنینی اشاره کنند و آن را دلیلی برای تکرار مجدد همان اشتباه نشان دهند.

همه اشتباه می‌کنند… حتی موفق‌ترین افراد. اما آنچه کامیابان بهتر از دیگران انجام می‌دهند شناسایی الگوهایی است که باعث آن اشتباهات می‌شوند و هرگز آنها را تکرار نمی‌کنند.

به طور خلاصه، آنها از دردها درس می‌گیرند دردهای خود و دردهای دیگران. نکته خوبی که باید به خاطر سپرد این است که: درد اجتناب‌ناپذیر است، اما تکرار همان درد برای بار دوم در حالیکه می‌توانیم از آن درس بگیریم و کار متفاوتی انجام دهیم، قابل اجتناب است. می‌خواهم بگویم، «ما نیاز به راه‌های جدید شکست نداریم…. راه‌های قدیمی ‌به خوبی کار خود را انجام می‌دهند.» وظیفه ما در تجارت و زندگی این است که ببینیم آن راه‌های منجر به شکست کدامند و هرگز آنها را انجام ندهیم.

 

 



لینک ثابت
موضوع : مشاوره - اصول
صفحه ی بعدی (/2/) 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ... صفحه ی قبلی (0)
نمایش صفحه ی 1 از 34   |   4 نمایش در هر صفحه

مطالب اخیر
ترجمه سایت
نظر سنجی
به نظر شما آیا مطالب درج شده کاربردی هست؟

بله
خیر

مشاهده نتایج نظر سنجی


پیوند ها

اسلایدر

دانلود فیلم