سلامت روان
آموزش همگانی سلامت روان khalil karimi


آخرین ارسال های تالار گفتمان
هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
بازدید : 16 مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 28 تیر 1396

 

 

اصطلاح PTSD (اختلال استرس پس از سانحه) در مورد کودکان هنگامی به کار برده می شود که آنها با حادثه ای شدیدا آسیب زا مواجه شوند و پس از آن حادثه زندگی شان به گونه ای تحت تاثیر قرار بگیرد که از نظر عملکرد تحصیلی و اجتماعی دچار افت شدید شوند. شاید تشخیص اختلال استرس پس از سانحه، زمانی که حادثه آسیب زا قابل شناسایی است و برای اطرافیان نیز به اندازه کودک بار عاطفی دارد، مشکل نباشد.  مثلا هنگام حوادث و بلایای طبیعی نظیر سیل، زلزله یا حوادثی مثل جنگ، تشخیص کودک دچار اختلال استرس پس از سانحه دور از ذهن نیست اما مشکل زمانی ایجاد می شود که کودک حادثه را به دلیلی از خانواده اش پنهان می کند یا ماهیت حادثه به گونه ای است که برای آن کودک خاص فاجعه بار قلمداد می شود در حالی که ممکن است برای کودکان دیگر یا بزرگسالان معنای فاجعه باری نداشته باشد.

اختلال استرس پس از سانحه

PTSD یا اختلال استرس پس از سانحه، هنگامی ایجاد می شود که فرد با تهدید به مرگ، آسیب شدید یا خشونت جنسی به صورت یک یا چند مورد از موارد زیر مواجه می شود:

1-    تجربه مستقیم حادثه

2-    شاهدبودن هنگامی که حادثه برای دیگران اتفاق می افتد.

3-    آگاهی از اینکه حادثه آسیب زا برای یک عضو نزدیک خانواده یا دوست صمیمی رخ داده است. (البته این حادثه باید از نظر فرد فجیع یا غیرمترقبه باشد.)

توجه داشته باشید که مواجهه باید واقعی باشد و دیدن حادثه در رسانه های الکترونیک، تلویزیون، فیلم یا تصاویر و عکس ها برای ایجاد اختلال استرس پس از سانحه کافی نیست؛ مگر آنکه این مواجهه مربوط به شغل باشد. معمولا فرد پس از مواجهه، مکرر و ناخواسته حادثه فاجعه بار را در ذهنش مرور می کند و هنگام قرار گرفتن در موقعیتی که یادآور آن اتفاق باشد، احساس تنش و اضطراب و ناراحتی کرده و به گونه ای رفتار می کند که انگار در همان لحظه حادثه در حال وقوع است. این حالت ممکن است تاحدی پیشرفت کند که فرد کاملا آگاهی اش را نسبت به محیط اطراف از دست بدهد. معمولا کودک از هر چیزی که او را به یاد آن واقعه تلخ می اندازد (افراد، مکان ها، گفت و گوها، فعالیت ها، اشیاء و موقعیت ها) دوری می کند و این حالت ها و احساسات منفی باعث ناتوانی در تجربه شادی و خوشحالی در او می شود. رفتارهای تحریک پذیر و حملات خشم و غمگینی مهم ترین جزء زندگی این کودکان می شود.

آیا اختلال استرس پس از سانحه در کودکان و بزرگسالان با هم متفاوت است؟بله، تامدتی پیش برای تشخیص اختلال استرس پس از سانحه در کودکان و بزرگسالان از معیارهای یکسانی استفاده می شد. بنابراین مشکل کودکان بسیاری که واقعا متبلا به اختلال استرس پس از سانحه بودند، تشخیص داده نمی شود. شاید گذشتگان ما بر این باور بودند که کودکان انعطاف پذیرترند و راحت تر از بزرگسالان حوادث را به دست فراموشی می سپارند و بعد از حوادث دچار مشکلات طولانی مدت نمی شوند اما مطالعات نشان داده است که برخلاف آنچه که قبلا تصور می شد، کودکان به سادگی نمی توانند از حوادث آسیب زای زندگی شان رهایی یابند و احتمالا بیش از بزرگسالان گرفتار مشکلات مزمن و حل نشده خواهندشد. این مشکلات بر روند رشد آنها اثر می گذارد و باعث تخریب مهارت های مورد نیازشان برای کنار آمدن با اتفاقات و خودتنظیمی هیجانی در آنها می شود. کودکانی که قبل از 11سالگی آسیب دیده باشند، نسبت به کودکان بزرگ تر 3 برابر بیشتر دچار مشکلات روان شناختی می شوند.

به کودک دچار اختلال استرس پس از سانحه چگونه کمک کنیم؟

این کودکان در صورت حمایت و درمان درست والدین، معلمان، روان شناسان یا سایر افراد مورد اعتماد می توانند به خوبی به مشکل شان مقابله کنند و به زندگی برگردند. آنها باید بلافاصله بعد از حادثه آسیب زا حمایت شوند تا بتوانند با فاجعه ای که رخ داده، روبرو شوند و مراحل غم و اندوه را بگذرانند. این هنر والدین است که با توجه به شناختی که از فرزندشان دارند، دنبال نشانه های این اختلال در او بگردند. والدین آگاه حتی می توانند مشکل کودکانی که سکوت اختیار کرده اند و به نظر می رسد نشانه ای از آسیب در آنان نیست، تشیخص دهند. یک کودک می تواند به شدت تحت تاثیر حادثه باشد اما احساسات و هیجاناتش را پنهان کند تا قوی و شجاع به نظر برسد.

مهم ترین نشانه های اختلال استرس پس از سانحه در کودکان چیست؟

زودرنج شدن، به گریه افتادن و نالیدن، برگشت به رفتارهای کودکانه مثل انگشت مکیدن یا شب ادراری؛ بدرفتاری و امتناع از رفتن به مکان های خاص یا برخورد با افراد خاص؛ داشتن نشانه های جسمانی مثل تب، سردرد و تهوع بدون علت؛ ترس از تنها خوابیدن، کابوس های شبانه، وحشت شبانه و رویاهای ترسناک؛ احساس گناه و شرم و حساسیت به صداها و گوش به زنگی دائمی. PTSD در طول تاریخمدارکی مبنی بر اینکه حوادث فاجعه بار می توانند باعث بروز مشکلات روانی شوند، از مدت ها پیش در نوشته ها وجود داشته است. از این نمونه ها ادیسوس است که در قرن هشتم از بیماری ای رنج می برده که در اثر آن دائم صحنه های تجربه های دردناک برایش زنده می شده و «گناه زنده ماندنم (احساس گناه از اینکه از جنگ جان سالم به در برده در حالی که دیگران مرده اند) در حادثه جنگ تروا او را آزاد می داد.

 



لینک ثابت
موضوع : روانشناسی - اطلاعات
بازدید : 60 مرتبه
تاریخ : سه شنبه 20 تیر 1396

قانون پایستگی فکر

 

نویسنده:محمدباقر اصلیان

چکیده:

در این مقاله سعی شده است راه هایی برای موفقیت انسان برای رسیدن به درجه ی کمال و آرامش روحی و روانی ارائه شود.

این مقاله به این توضیح می پردازد که انسان موجودی متفکر نیست بلکه موجودی جستجوگر و کاشف است و فکر، حاصل تفکر نیست بلکه در طی فرایندی خواسته ها و سوال های دوران کودکی تبدیل به فکر شده و در انباری در ذهن انسان بایگانی شده اند.سپس در آینده شروع به تراوش از درون انبار شده و انسان باید تابع فکرهایی باشد که از انبار خارج می شوند زیرا که این فکرها متعلق به او هستند وآن ها هستند که می توانند او را به کمال برسانند نه فکرهایی که از دیگران دریافت می کند.البته ممکن است فکرهایی که از دیگران دریافت می کند با فکرهای خروجی از انبار او مشترک باشند که در این صورت نیز به موفقیت خواهد رسید ولی در غیر این صورت به موفقیت در زندگی نخواهد رسید.

انسان می بایست آزادانه به تلاش برای کشف فکرهای متعلق به خود، یعنی آن چه از انبار بایگانی یا سیستم نهان او خارج می شود بپردازد تا به درجه ی کمال برسد و نابغه شود.

در بخش پایانی این مقاله مثال هایی از انسان هایی که تابع فکر متعلق به خود شدند و به موفقیت های بزرگ رسیدند،آورده شده است.

کلیدواژه:سیستم نهان و ظاهر،سوال های اولیه وثانوی،شخصیت اولیه وثانوی ،توپ ها

مقدمه:

   این مقاله یک نظریه است که هدف آن ارتقای سطح انسان و به تبع آن جامعه به درجه ی کمال به وسیله ی کشف فکرها و نیروهای متعلق به خود است.هم چنین دست یافتن به سلامتی روحی و روانی و شادکامی نیز هدف این مقاله است.در این مقاله معنی کلمه شادکامی آن چیزی است که ارسطو از آن عنوان کرده،یعنی به طور کلی،موفقیت.(اکبر تبریزی،1385،ص39)

این مقاله به دلیل این که یک نظریه است،بسیاری از مطالب آن جدید و حاصل تعمق و نتیجه گیری این جانب بوده و با الهاماتی از نظریه های فروید،اندیشه های اریک فوروم،فریدریش نیچه و ارسطو نوشته شده است.

   در ذهن هر انسان دوسیستم اطلاعاتی وجود دارد،سیستم نهان وسیستم ظاهر.

سیستم نهان سیستمی است که در اعماق ذهن نهفته است و انسان مقدار بسیار کمی از کیفیت آن اطلاع دارد.این سیستم به شکل خودکار در دوران کودکی طراحی شد و شناسنامه ی اصلی انسان است.در این سیستم علل واقعی شادی و ناراحتی،علاقه های واقعی،نیروهای واقعی،آرزوهای واقعی و علل آرزوها نهفته است.این سیستم را انبار بایگانی نیز نامیده ام.

چه بسا که انسان اکثرا علت ناراحتی و شادی خود را نمی داند و یا مشتبه است که دلیل واقعی را می داند.علاقه ها و آرزوها نیز  می توانند از دانسته های اشتباهی باشند.

       سیستم ظاهر سیستمی است که انسان بر آن تسلط دارد.این سیستم به روز است و اطلاعات حال و امروزی به ما می دهد.مثلا اگر شخصی به دلیل از دست دادن عزیزی ناراحت شود در همان حال سیستم ظاهر گزارش می کند که شما به دلیل از دست دادن آن عزیز ناراحتید.و یا مثلا اگر درحال خوردن غذایی هستید و لذت می برید و علاقه به خوردن دوباره دارید،این علاقه را سیستم ظاهر گزارش کرده است.و یا وقتی در یک مسابقه شرکت می کنید آرزو دارید برنده شوید،این آرزو را سیستم ظاهر به شما گزارش کرده است.

       اما اگر شخصی به طور ناگهانی ناراحت شود وعلت ناراحتی برایش مشخص نباشد،این به این معنی است که سیستم ظاهر از گزارش علت ناتوان ماند ولی علت را درسیستم نهان می توان یافت.والبته اکثرا سیستم ظاهر علت را گزارش می کند ولی مفهوم گزارش را اشتباهی دریافت می کنیم. مثلا ممکن است شخصی سبب ناراحتی خود را باختن دریک مسابقه،دعوای خانوادگی یا گم کردن چیزی بداند ولی علت حقیقی ناراحتی ممکن است:انجام عملی خلاف منطق درونی، نادانی، همواره حرفی برای گفتن نداشتن،میل جنسی و....باشد.برای رفع ناراحتی باید علت اصلی را دانست در غیر این صورت ناراحتی رفع نخواهدشد.علت اصلی را سیستم نهان به ما خواهد داد.

     همواره سیستم نهان نسخه ای از اطلاعات خود را به سیستم ظاهر می فرستد،سیستم ظاهر این اطلاعات را به زبان خود و زمان امروزی به ما گزارش می کند و در این جاست که احتمال دریافت مفهوم اصلی گزارش بسیار کم است.

دریافت نکردن مفهوم اصلی گزارش باعث می شود که نیروها،علاقه ها و آرزوهای خود را ندانیم و آن چیزی که به اسم این ها در ما وجود داشته باشد،همگی اشتباه باشند.سیستم نهان وظاهر شباهت هایی به تعریف ضمیرناخودآگاه و خودآگاه یا سیستم هوشیار و ناهوشیار فروید دارند.

     این مقاله در سه بخش به نگارش رسیده است.بخش اول نگاهی است به دوران کودکی انسان از زاویه ی روانشناسی و چگونگی به وجود آمدن انبار بایگانی توپ ها،فصل دوم به توضیح نقش انبار بایگانی توپ ها در عقل،روح و عملکرد انسان می پردازد.در فصل سوم نیز درباره ی استقلال فکری و تاثیر آن بر پیشرفت انسان و جامعه صحبت شده است.

بخش اول:

در بخش اول نگاهی می کنیم به زندگی انسان در دوران کودکی از دیدگاه روان شناسی

     بزرگترین خصلت انسان ،خصلت جستجو گری وکشف است.این خصلت تمام اعضای انسان را به خدمت می گیرد،هم جسمی و هم روحی.در همان دوران نوزادی این خاصیت در سیستم حس و فکر او قرار گرفته است.در ابتدا جستجو را با چشم های خود آغاز می کند.او به اشیاء اطراف خود نگاه می کند و علت وجود آن ها،نحوه ی کاربرد، چگونگی استفاده از آن ها و این که تا چه حدی می تواند مالک آن ها شود،دغدغه ی ذهنی او خواهد بود.

یک کودک در لحظاتی به شدت بی حوصله می شود.در این جا اگرچه بیان بی حوصله گی مربوط به تجربه های این جانب در طول سال ها،باکودکان متعدد بوده است،اما گفته ی اریک فوروم،در کتاب اندیشه های اریک فوروم که می گوید"انسان تنها حیوانی است که می تواند حوصله اش سر برود."(نگین ناطق،1389،ص37)نیز الهام بخش من بوده است. (در این جا منظور از کودکی از لحظه ی تولد تا پنج سالگی است.اگرچه برخی کودکی را بیش از این می دانند،اما من دراین مقاله بر اساس گفته ی زیگموند فروید که گفته است"انسان تاپنج سالگی در موقعیت رشد قرار دارد"سن کودکی مورد نظر مقاله را تاپنج سالگی آورده ام.من این دوره را نیز به سه دوره تقسیم می کنم:

1-از لحظه ی تولد تا یک سالگی و یا بهتر بگویم تا زمانی که راه نمی رود

2-از یک سالگی تا دوسالگی

3-از دو سالگی تا پنج سالگی)

     وقتی که کودک دوره ی اول را ، در مکانی قرار دهیم،پس از مدتی گریه خواهد کرد،به او شیر می دهند،گرسنگی و تشنگی او را رفع می کنند ولی بعد از چند ثانیه دوباره گریه خواهد کرد و پستان یا پستانک را پس خواهد زد.او گرسنه یا تشنه نیست بلکه حوصله اش سر رفته ونیاز او رفع بی حوصله گی است.به محض این که او را بلند کنیم به امید تغییر مکان ساکت خواهد شد.تغییر مکان در رفع بی حوصله گی کودک تاثیر زیادی دارد.

   کودک دوره ی دوم که بین یک سالگی تا دو سالگی است،بوسیله ی چهار دست وپا یا راه رفتن،خود،تغییر مکان می کند اما به شدت تحت کنترل والدین است ودر این تغییر مکان، آزادی ندارد ولی امتیاز او نسبت به دوره ی اول این است که او برای تغییر مکان احتیاجی به کمک دیگران ندارد و اگر آزادی داشته باشد با تکیه برخود می تواند تغییر مکان دهد.

کودک دوره ی سوم(سنین دو تا پنج سالگی)تفاوتی که با دوره ی قبل دارد،آزادی بیشتر در تغییر مکان است اگر چه هنوز تحت کنترل است ولی آزادی بیشری برای رفع بی حوصله گی خود دارد.

   در این دوره ها بی حوصله گی کودک اکثرا در مکانی اتفاق می افتد که حس کند در آن مکان غریبه است و در مکانی حس غریبه بودن به او دست می دهد که حس کند مالک چیزی در آن مکان نیست.او برای فرار از فشار بی حوصله گی به طرف اشیاء می رود.در واقع بی حوصله گی نیروی محرکه ی کودک است به سوی اشیاء برای تملک آن ها.

واین حرکت،فعالیت کودک است.فعالیت کودک برای تملک از قوه ی بینایی شروع می شود و به حس لامسه منتهی می شود.او به اشیاء نگاه می کند و به طرف آن ها می خزد و سپس با لمس آن ها حس مالکیت به او دست می دهد.

حس مالکیت به کودک آرامش می دهد و این آرامش ناشی از کاهش فشار بی حوصله گی است.مالکیت حس غریبه بودن را از بین می برد.

     مرحله ی بعد فهمیدن علت وجود و نحوه ی کاربرد اشیاء است.پیاژه می گوید:کودکان دانشمندانی هستند که دست به تجربه های گوناگون می زنند تا ببینند چه روی خواهد داد.(پایگاه اطلاع رسانی تبیان_زنجان)اما پیاژه چیزی از بی حوصلگی نمی گوید.در حالی که منشا این حرکت بی حوصله گی است.این منشا بسیار حیاتی است.

حال که کودک ،نحوه ی کاربرد،چگونگی استفاده از اشیاء و علت وجود آن ها را می خواهد بداند،به آن ها نگاه می کند،آن ها را تکان می دهد و یا در دهان می گذارد.در این حال سوال هایی در ذهن کودک ایجاد می شوند که این سوال ها سوال های مرحله ی اول هستند و من نام این سوال ها را سوال های اولیه نامیده ام.از جمله ی این سوال ها:این شئ چیست؟چه کاربردی دارد؟و مهمتر از همه تا چه حدی به تملک من درامد؟

     مثلا چنین سوال هایی در مورد درب به و جود خواهند آمد:چرا باز یا بسته می شود؟چگونه باز و بسته می شود؟ استفاده از دیگر اشیاء مانند لیوان،پارچ آب،چاقو،کتاب و هزاران شی دیگر هر کدام سوال هایی را در ذهن کودک ایجاد می کنند.او می خواهد دلیل حضور اشیای اطراف خود را بداند.چگونگی استفاده از آن ها و چگونگی به تصرف دراوردن آن ها سوال برانگیز است.این سوال ها ریشه در خصلت جستجوگری و کنجکاوی دارد و این خصلت غریزی است.در کل کودک می خواهد در مورد تمام اشیای اطراف خود اطلاعاتی داشته باشد.او به این وسیله جهان بینی خود را گسترش می دهد.

   ارتباط کودک با دنیای اطراف ضعیف است،او نمی تواند سوال های خود را مطرح کند ونمی تواندجواب آن ها را از طریق شنوایی بفهمد.او می تواند از طریق بینایی به برخی از جواب ها برسد.با یافتن هر جواب سوال های جدیدی در ذهن او به وجود            می آیند.مثلا او خواهد دید که باز و بسته شدن درب جهت خارج یا وارد شدن افراد است.این جواب، سوال های جدیدی به وجود خواهد آورد:این افراد از کجا می آیند؟به کجا می روند؟آن بیرون چه خبر است؟آیا در بیرون اشیاء قابل لمس بیشتری وجود دارد؟آیا بیرون آن حالت خوشی به من دست می دهد؟(حالت خوشی نبود فشار بی حوصله گی است.)

برای یافتن پاسخ این سوال ها تصمیم می گیرد به طرف منشاء سوال برود.(و این مرحله ی دوم است).مثلا می خواهد از درب خارج شود یا شی ای را در دست بگیرد.در این جاست که بزرگترین اتفاق رخ می دهد،از او ممانعت می شود.در واقع از رسیدن او به خواسته اش ممانعت می شود.این ممانعت کودک را غرق سوال های ثانوی می کند.این سوال ها مهمترین و شخصیت ساز ترین سوال ها در طول عمر انسان هستند.معمولا این سوال ها اعم هستند از:چرا مانع من می شوند؟چرا آن ها ممنوع نیستند؟چرا از زورشان برعلیه من استفاده می کنند؟در این جا فشار بی حوصله گی دوباره فعال می شود زیرا که تغییر مکان به سوی خواسته انجام نمی پذیرد.کودک به شدت ناراحت می شود و این ناراحتی به او فشار می اورد، این فشار به روح و روان او ضربه وارد خواهد کرد و این ضربه درد خواهد داشت،بستگی دارد که این ضربه به چه شکل،در چه شرایطی،درچه حالتی وبا چه قدرتی وارد شود،شخصیت ثانوی آن کودک را تشکیل خواهد داد. شخصیت ثانوی،شخصیت ابدی خواهد بود.در صفحه های بعد در مورد شخصیت ثانوی و ابدی بودن آن بیشتر صحبت خواهم کرد.

     تفاوت سوال های اولیه وثانوی در این است که سوال های اولیه بر اساس مشاهدات و درک کودک از طبیعت به و جود می ایند و سوال های ثانوی بر اساس فشارهای روحی و روانی.تمام کودکان با فشار های روحی و روانی مواجه می شوند ولی چون شرایط زیست محیطی آن ها متفاوت است، شخصیت ثانوی آن ها متفاوت خواهد بود.

شرایط زیست محیطی یعنی این که بستگی دارد کودک در چه محیطی قرار داشته باشد و چه خواسته ای داشته باشد،سوال های ثانوی او به وجود می آیند.

 

     کودک به زودی آن خواسته ،آن درد وآن سوال ها ی ثانوی را فراموش خواهد کرد اما این به این معنی نیست که آن خواسته و فشار از بین رفته است بلکه آن اتفاق،سوال های ثانوی،خواستن و ممانعت،گرد هم می آیند و به یک توپ تبدیل می شوند،این توپ پس از فراموشی واقعه در یک انبار بایگانی می شود.این انبار در قسمتی از ذهن قرار دارد.این توپ دارای یک هسته در مرکز و چند لایه دور هسته می باشد.هسته همان خواسته ای است که کودک از آن منع شد و اولین لایه ی دور هسته سوال های ثانوی و لایه ی بعدی دردها هستند.هر روز ممکن است چند توپ به انبار فرستاده شود.در طول ماه ها و سال های کودکی انبار از توپ ها انباشته خواهد شد.

                                                                                                                                       

                                                                                        هسته                                                لایه ی درد

 

                                                              لایه ی سؤال های ثانوی

 

                                                                                            

                                                                                                 شکل 1

بخش دوم:

نقش انبار بایگانی توپ ها،در عقل،روح و عمل کرد انسان

   انبار بایگانی در قسمتی از ذهن قرار گرفته و نوع فکر و نوع احساس انسان از آن نشات می گیرد.تمایلات و خواسته های انسان که از کودکی شروع می شوند و ثابت می مانند،بستگی به مشخصات توپ های درون انبار دارند. آنچه که فروید در این رابطه .......     



ادامه مطلب ...
موضوع : روانشناسی - اطلاعات
بازدید : 139 مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1 تیر 1396


 

کودکان معمولا به طور عامدانه بی‌ادب نیستند، در اغلب موارد مسئله این است که آنها اصول رفتار مودبانه را یاد نگرفته‌اند.http://uupload.ir/files/wv2i_کودکان-5.jpg

 

این 26 مورد خلاصه آدابی است که کودک تا 9 سالگی باید یاد گرفته باشد:  

1- هنگامی چیزی را می‌خواهی بگو: "لطفا".

  2- هنگامی چیزی به تو می‌دهند، بگو: "سپاس یا متشکرم "  

3- هنگامی که بزرگترها با یکدیگر حرف می‌زنند، میان حرف آنها نپر، مگه اینکه مسئله‌ای فوری مطرح باشد. آنها حواس‌شان به تو هست و وقتی حرف‌ شان تمام شد به تو پاسخ خواهند داد.

  4- اگر لازم است که توجه کسی را فورا جلب کنی، گفتن عبارت "ببخشید" مودبانه‌ترین راه برای وارد شدن به مکالمه است.  

5- اگر کوچکترین تردیدی درباره انجام کاری داری، اول از پدر و مادر اجازه بگیر تا بعد پشیمان نشوی.  

6- دیگران علاقه‌‌ای به دانستن اینکه تو از چه چیزهایی بدت می‌آید، ندارند. نظرات منفی‌ات را برای خودت، یا بین خود و دوستانت نگهدار، و دائم به بزرگترها نق نزن.  

7- در مورد خصوصیات جسمی دیگران اظهار نظر نکن، مگر اینکه بخواهی از آنها تعریف کنی که باعث می‌شود آنها خوششان بیاید.

  8- هنگامی دیگران از تو می‌پرسند، حالت چطور است، به آنها پاسخ بده و بعد حال آنها را هم بپرس.  

9-هنگامی در خانه دوستت هستی، به یاد داشته باش که از والدین دوستت به خاطر اجازه دادن به رفتن به خانه آنها تشکر کنی.

  10- اگر دری بسته بود، پیش از وارد شدن، ابتدا به در ضربه بزن، و منتظر بمان تا ببین پاسخی داده می‌شود یا نه.  

11- هنگامی که تلفن می‌زنی، اول خودت را معرفی کن و بعد بپرس آیا می‌توانی با شخص مورد نظرت صحبت کنی یا نه.

  12- به دیگران احترام بگذار و اگر به تو هدیه‌ای دادند، بگو: "متشکرم." به جای ای‌میل زدن، نوشتن یک نامه دست‌نویس تشکر بسیار موثر است.

  13- در مقابل بزرگسالان از کلمات ناشایست استفاده نکن. آنها خودشان همه این کلمات را بلدند و استفاده تو از این کلمات باعث ملال و ناخشنودی آنها می‌شود.  

14- افراد را با نام‌های تحقیرآمیز صدا نزن.  

15- دیگران را به هیچ دلیلی مسخره نکن. این کار باعث می‌شود در نظر دیگران آدم ضعیفی به نظر برسی، و دست انداختن دیگران کار نادرستی است.  

16-حتی اگر یک بازی یا مراسم برایت خسته‌کننده است، آرام بنشین و خودت را علاقمند نشان بدهد. بازیکنان یا نمایش‌دهندگان دارند حداکثر تلاش‌شان را می‌کنند.

  17- اگر به کسی تنه زدی، فورا بگو "ببخشید."  

18- هنگام سرفه یا عطسه کردن دهانت را بپوشان و در جلوی دیگران فین نکن.  

19- اگر می‌خواهی از دری عبور کنی، ببین آیا می‌توانی در را باز نگهداری تا کسی دیگری هم از آن رد شود.

  20- اگر به پدر و مادر، معلم یا همسایه‌‌ای برخوردی که دارد کاری را انجام می‌دهد، از او بپرس کمک می‌خواهد. اگر جواب مثبت بود، به او کمک کن- به این ترتیب ممکن است چیز جدیدی یاد بگیری.

  21- هنگامی که بزرگسالی از تو تقاضای انجام کاری را کرد، با روی گشاده و بدون نق زدن به او کمک کن.   

22-هنگامی که کسی به تو کمک کرد، بگو: "متشکرم." این شخص احتمالا بار دیگر هم به تو کمک خواهد کرد. این امر به خصوص در مورد معلمان مصداق دارد!  

23-از وسائل غذا خوردن درست استفاده کن. اگر نمی‌دانی که چطور با این وسائل غذا بخوری، از پدر و مادر تقاضا کن به تو آموزش دهند، یا دقت کن آنها از این وسائل چطور استفاده می‌کنند.  

24-هنگام غذا خوردن روی ران‌هایت دستمال سفره بگذار و از آن برای پاک کردن دهانت در هنگام لزوم استفاده کن.  25-برای برداشتن چیزها از روی میز غذا خم نشو؛ از دیگران تقاضا کن آن را به تو رد کنند.

26- در هر زمانی همیشه سلام کردن به بزرگترها وظیفه کودکان است اما از آنسو نیز کودکان باید بیاموزند در دست دادن به بزرگترها پیشقدم نشوند و تا زمانی که بزرگترها بنا بر هر دلیلی صلاح ندانستند به کوچکترها دست بدهند کودکان نیز نباید اصرار به دست دادن با آنها نمایند.و باید تنها به همان احوالپرسی زبانی و معمولی بسنده کنند.



لینک ثابت
موضوع : مشاوره - اصول
بازدید : 134 مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت 1396

 

افراد عصبی اکثر مواقع رفتارهای غیرمنطقی و بچگانه از خود بروز می‌دهند و هرگز نمی‌توانند برنامه منظم و درستی در زندگی داشته باشند.

در جوامع پرهیاهوی امروزی در اغلب افراد رفتارهای پرخاشگر و ستیزه‌جو مشاهده می‌شود و درصد بالایی از مردم عصبی بوده و بر سر هر موضوع ناراحت‌کننده‌ای هرچند کوچک به بحث و مشاجره با دیگران می‌پردازند. در این مقاله برخی ویژگی‌های افراد عصبی و روش‌های رفتار در برابر این اشخاص مطرح شده است.

در جوامع پرهیاهوی امروزی در اغلب افراد رفتارهای پرخاشگر و ستیزه‌جو مشاهده می‌شود و درصد بالایی از مردم عصبی بوده و بر سر هر موضوع ناراحت‌کننده‌ای ـ هرچند کوچک ـ به بحث و مشاجره با دیگران می‌پردازند. در این مقاله برخی ویژگی‌های افراد عصبی و روش‌های رفتار در برابر این اشخاص مطرح شده است.

افراد عصبی اکثر مواقع رفتارهای غیرمنطقی و بچگانه از خود بروز می‌دهند و هرگز نمی‌توانند برنامه منظم و درستی در زندگی داشته باشند.

گاهی مواقع نمی‌توان این افراد را از دیگران براحتی تشخیص داد، چراکه ممکن است خود را زیر پوششی تقلبی مخفی کنند و در برابر دیگران تا آنجا که می‌توانند برخورد مناسبی داشته باشند.

بسیاری از آنها حتی از هوش سرشار و استعدادهای فوق‌العاده‌ای برخوردارند، اما با گذر زمان معلوم می‌شود به دلیل عصبی بودن نمی‌توانند از توانایی‌های خود بهره ببرند. این موارد از دیگر خصوصیات این افراد است:

داشتن احساس بد نسبت به خود

اگرچه همیشه رویاهای بزرگی در سر دارند، اما معایب خود را چنان بزرگ می‌بینند که تصور می‌کنند مانعی بر سر رسیدن به حتی کوچک‌ترین خواسته‌هایشان است. از آنجا که معتقدند وجودشان پر از نقص است، از رسیدن به موفقیت به کلی ناامید هستند و دست از تلاش بر‌می‌دارند.

سرزنش و احساس گناه

این افراد دائم خود و دیگران را سرزنش می‌کنند. آنها در انجام دادن کارها با وجود توانایی، تنبل و سست هستند و هرگاه با مانعی در کار و زندگی‌شان روبه‌رو می‌شوند به جای تفکر درست، زبان به اعتراض می‌گشایند و زمین و زمان را سرزنش می‌کنند و حتی خود را بدشانس و بدبخت می‌دانند.

دشمنی

بسیاری از انسان‌های عصبی رفتاری توام با دشمنی و نفرت دارند. آنها چون خود را بی‌ارزش و بی‌خاصیت می‌دانند، قبل از هر چیز دشمن شماره یک خودشان می‌شوند و سپس دامنه نفرتشان به اطرافیانشان نیز گسترده می‌شود و معمولا نسبت به دیگران با ستیزه‌جویی رفتار می‌کنند.

فرار از واقعیت

افراد عصبی معمولا به خود دروغ می‌گویند و از پذیرش واقعیت‌ها طفره می‌روند. به جای این‌که با ناکامی‌های خود منصفانه و صحیح برخورد کنند یا نقاط ضعفشان را بپذیرند، از مشکلاتشان فرار می‌کنند و دیگران را مسبب ناراحتی‌های خود می‌دانند.

آنها به این رفتارشان چنان ادامه می‌دهند تا در نهایت در گردابی از توهمات نابخردانه فرو می‌روند و هرگز نمی‌توانند خود را از شر ناملایمات زندگی‌شان برهانند.

حساسیت بیش از حد

در برابر رفتارهای دیگران بیش از حد حساس هستند و واکنش‌های نامناسب و هیجانی نامعقول نشان می‌دهند. هر نوع برخورد و رفتار نامطلوب دیگران را به حساب تنفر آنها از خود می‌گذارند و حتی در برابر کوچک‌ترین دلخوری، غوغا به پا می‌کنند. همیشه تصور می‌کنند دیگران درصدد آزردن آنها هستند.

نگرانی بیش از حد

افراد عصبی، پیوسته نگران هستند و با تمام وجود رنج می‌برند. آنها معتقدند هیچ چیز درست نمی‌شود و فقط یک معجزه می‌تواند از شرایط بد زندگی‌، نجاتشان دهد. هرگز لحظه‌ای آرامش ندارند و به همین سبب با دیگران به تندی و خشونت رفتار می‌کنند.

چگونه به یک فرد عصبی می‌توان کمک کرد؟

اگر دوست یا یکی از اعضای خانواده‌تان رفتاری عصبی دارد، قبل از هر چیز باید ناراحتی‌های روحی آنها را بپذیرید و قبول کنید رفتارهایشان غیرعادی و ناهنجار است و باید نحوه برخورد مناسب با این افراد را بیاموزید تا بتوانید در رفع مشکل، آنها را کمک کنید.

در حقیقت، این اولین گام در کمک به فرد عصبی است. گام بعدی این است که آنها را تشویق کنید تا باورهای غلط و تصورات اشتباه درخصوص خود را دور ریخته و به وجود و شخصیت خود احترام بگذارد. آنها باید متوجه شوند برخی عقاید و حتی اصولشان اشتباه و غیرمنطقی است و باید آنها را اصلاح کنند. از آنجا که این افراد نمی‌پذیرند دچار مشکل هستند، باید ابتدا آنها را به وجود چنین مشکلی متقاعد کرده و سپس در رفع آن به آنها کمک کنید و تحت هیچ شرایطی آنها را تنها نگذارید.

هرگاه رفتار مثبت و مناسبی از آنها دیدید با ترفندهای زیرکانه آنها را تائید کنید و کارهای مثبتشان را در نظرشان بیاورید.

در برخورد با آنها مراقب باشید موجب دلخوری‌شان نشوید. به این منظور که به صحبت‌هایشان خوب گوش کنید و اجازه دهید احساسات‌شان را بدون نگرانی از سرزنش شدن ابراز کنند. با این رفتار شما، آنها متوجه می‌شوند مورد احترام دیگران هستند؛ بنابراین خودشان نیز برای وجود خود ارزش قائل می‌شوند و اندکی رفتارهای بیمارگونه‌شان را کنار می‌گذارند.

مراقب باشید تحت هیچ شرایطی از آنها انتقاد نکنید. واقعیت این است که آنها به دلیل حساسیت زیادی که دارند با انتقاد به صورت نادرستی برخورد می‌کنند و علاوه بر این‌که به احساسات کسی که از او انتقاد کرده صدمه می‌زنند، وجود خود را نیز بی‌ارزش تلقی می‌کنند و رفتارشان بیش از پیش بد می‌شود.

افراد عصبی معمولا بعد از هر برخورد تند و بد با دیگران احساس شرمندگی و گناه می‌کنند و این احساس در وجود آنها دائمی خواهد شد بنابراین به آنها کمک کنید این احساس آزاردهنده در وجودشان را از میان بردارند.

شما می‌توانید در برابر رفتار تندشان ملایمت به خرج دهید و هرگاه احساس کردید برنامه‌ای صحیح و مناسب برای زندگی‌شان دارند، آنها را تشویق به پیشبرد بی‌کم و کاست برنامه‌هایشان کنید. همچنین این افراد را به شرکت در موقعیت‌های اجتماعی و برنامه‌های گروهی تشویق کنید. با این کار علاقه آنها به مردم بیشتر می‌شود و دیگر اجتماع‌گریز نخواهند بود. در میان جمع بودن به آنها کمک می‌کند بتدریج احساسات بد و منفی را از وجود خود دور کنند.

زندگی با یک فرد عصبی

همان‌طور که گفته شد باید این افراد را با مشکلات روحی‌شان کاملا بپذیرید و توقع نداشته باشید آنها رفتاری باثبات و معقول و منطقی داشته باشند و حتی انتظار خوشرفتاری از سوی آنها نداشته باشید.

در غیر این صورت ممکن است آنها را به دلیل رفتارهایشان سرزنش کنید و به مشکلشان بیفزایید. اگر آنها را با همین روحیات بپذیرید، می‌توانید ارتباط خوبی با آنها برقرار کرده و حتی در بهبود رفتارشان بسیار موثر عمل کنید.

گاهی می‌توانید شرایط زندگی را طوری تنظیم کنید که از دردسرهای ناخواسته آنها تا حدی رهایی یابید. مثلا اگر همسرتان گاهی دوستانش را به خانه دعوت می‌کند و شما تمایلی به این کار ندارید، می‌توانید برنامه‌تان را به گونه‌ای تنظیم کنید که هر وقت شما در منزل نیستید، او دوستانش را دعوت کند. اگر بدانید رفتار یک فرد عصبی خارج از کنترل اوست و نیاز به کمک دارد، هرگز از دست او عصبانی نمی‌شوید و مانند یک بیمار نیازمند به او می‌نگرید.

اگر همسر یا کسی که کنار شما زندگی می‌کند و رفتارهای عصبی دارد، اما نمی‌پذیرد خود را اصلاح کند و به رفتار بد و تلخش ادامه می‌دهد، بهترین راه‌حل دوری کردن از اوست.

می‌توانید به طور موقت ارتباط عاطفی خود با او را قطع کنید. به انتقادها و حرف‌های تلخش توجهی نکنید و او را جدی نگیرید البته این روش را به طور موقت انجام دهید تا آنجا که او متوجه وجود مشکل در خود شود و تصمیم به کنترل و تسلط روی رفتار ناهنجارش بگیرد. در این میان خود نیز باید مراقب واکنش‌هایتان باشید و هرگز برخوردی نکنید که فرد عصبی را آشفته‌تر کند.

همچنین بدانید که نمی‌توان یک فرد عصبی را یکشبه عوض کرد و او را تغییر داد. به جای این تفکر او را همان‌گونه که هست بپذیرید و وقت‌تان را بیهوده هدر ندهید، چراکه آخر کار افسرده و ناامید باقی می‌مانید.

تنها کاری که می‌توانید انجام دهید این است که روحیه خود را قوی سازید تا بتوانید از پس چنین فردی برآیید. در حقیقت خودتان را تغییر دهید. اگر به تنهایی نمی‌توانید راه‌حل‌های مناسب اتخاذ کنید، از مشاوران آگاه کمک بگیرید.       

مترجم: نادیا زکالوند

 



لینک ثابت
موضوع : مهارتهای زندگی - مهارت
صفحه ی بعدی (/2/) 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ... صفحه ی قبلی (0)
نمایش صفحه ی 1 از 35   |   4 نمایش در هر صفحه

مطالب اخیر
ترجمه سایت
نظر سنجی
به نظر شما آیا مطالب درج شده کاربردی هست؟

بله
خیر

مشاهده نتایج نظر سنجی


پیوند ها

اسلایدر

دانلود فیلم