سلامت روان
آموزش همگانی سلامت روان khalil karimi


آخرین ارسال های تالار گفتمان
هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
بازدید : 13 مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت 1396

 

افراد عصبی اکثر مواقع رفتارهای غیرمنطقی و بچگانه از خود بروز می‌دهند و هرگز نمی‌توانند برنامه منظم و درستی در زندگی داشته باشند.

در جوامع پرهیاهوی امروزی در اغلب افراد رفتارهای پرخاشگر و ستیزه‌جو مشاهده می‌شود و درصد بالایی از مردم عصبی بوده و بر سر هر موضوع ناراحت‌کننده‌ای هرچند کوچک به بحث و مشاجره با دیگران می‌پردازند. در این مقاله برخی ویژگی‌های افراد عصبی و روش‌های رفتار در برابر این اشخاص مطرح شده است.

در جوامع پرهیاهوی امروزی در اغلب افراد رفتارهای پرخاشگر و ستیزه‌جو مشاهده می‌شود و درصد بالایی از مردم عصبی بوده و بر سر هر موضوع ناراحت‌کننده‌ای ـ هرچند کوچک ـ به بحث و مشاجره با دیگران می‌پردازند. در این مقاله برخی ویژگی‌های افراد عصبی و روش‌های رفتار در برابر این اشخاص مطرح شده است.

افراد عصبی اکثر مواقع رفتارهای غیرمنطقی و بچگانه از خود بروز می‌دهند و هرگز نمی‌توانند برنامه منظم و درستی در زندگی داشته باشند.

گاهی مواقع نمی‌توان این افراد را از دیگران براحتی تشخیص داد، چراکه ممکن است خود را زیر پوششی تقلبی مخفی کنند و در برابر دیگران تا آنجا که می‌توانند برخورد مناسبی داشته باشند.

بسیاری از آنها حتی از هوش سرشار و استعدادهای فوق‌العاده‌ای برخوردارند، اما با گذر زمان معلوم می‌شود به دلیل عصبی بودن نمی‌توانند از توانایی‌های خود بهره ببرند. این موارد از دیگر خصوصیات این افراد است:

داشتن احساس بد نسبت به خود

اگرچه همیشه رویاهای بزرگی در سر دارند، اما معایب خود را چنان بزرگ می‌بینند که تصور می‌کنند مانعی بر سر رسیدن به حتی کوچک‌ترین خواسته‌هایشان است. از آنجا که معتقدند وجودشان پر از نقص است، از رسیدن به موفقیت به کلی ناامید هستند و دست از تلاش بر‌می‌دارند.

سرزنش و احساس گناه

این افراد دائم خود و دیگران را سرزنش می‌کنند. آنها در انجام دادن کارها با وجود توانایی، تنبل و سست هستند و هرگاه با مانعی در کار و زندگی‌شان روبه‌رو می‌شوند به جای تفکر درست، زبان به اعتراض می‌گشایند و زمین و زمان را سرزنش می‌کنند و حتی خود را بدشانس و بدبخت می‌دانند.

دشمنی

بسیاری از انسان‌های عصبی رفتاری توام با دشمنی و نفرت دارند. آنها چون خود را بی‌ارزش و بی‌خاصیت می‌دانند، قبل از هر چیز دشمن شماره یک خودشان می‌شوند و سپس دامنه نفرتشان به اطرافیانشان نیز گسترده می‌شود و معمولا نسبت به دیگران با ستیزه‌جویی رفتار می‌کنند.

فرار از واقعیت

افراد عصبی معمولا به خود دروغ می‌گویند و از پذیرش واقعیت‌ها طفره می‌روند. به جای این‌که با ناکامی‌های خود منصفانه و صحیح برخورد کنند یا نقاط ضعفشان را بپذیرند، از مشکلاتشان فرار می‌کنند و دیگران را مسبب ناراحتی‌های خود می‌دانند.

آنها به این رفتارشان چنان ادامه می‌دهند تا در نهایت در گردابی از توهمات نابخردانه فرو می‌روند و هرگز نمی‌توانند خود را از شر ناملایمات زندگی‌شان برهانند.

حساسیت بیش از حد

در برابر رفتارهای دیگران بیش از حد حساس هستند و واکنش‌های نامناسب و هیجانی نامعقول نشان می‌دهند. هر نوع برخورد و رفتار نامطلوب دیگران را به حساب تنفر آنها از خود می‌گذارند و حتی در برابر کوچک‌ترین دلخوری، غوغا به پا می‌کنند. همیشه تصور می‌کنند دیگران درصدد آزردن آنها هستند.

نگرانی بیش از حد

افراد عصبی، پیوسته نگران هستند و با تمام وجود رنج می‌برند. آنها معتقدند هیچ چیز درست نمی‌شود و فقط یک معجزه می‌تواند از شرایط بد زندگی‌، نجاتشان دهد. هرگز لحظه‌ای آرامش ندارند و به همین سبب با دیگران به تندی و خشونت رفتار می‌کنند.

چگونه به یک فرد عصبی می‌توان کمک کرد؟

اگر دوست یا یکی از اعضای خانواده‌تان رفتاری عصبی دارد، قبل از هر چیز باید ناراحتی‌های روحی آنها را بپذیرید و قبول کنید رفتارهایشان غیرعادی و ناهنجار است و باید نحوه برخورد مناسب با این افراد را بیاموزید تا بتوانید در رفع مشکل، آنها را کمک کنید.

در حقیقت، این اولین گام در کمک به فرد عصبی است. گام بعدی این است که آنها را تشویق کنید تا باورهای غلط و تصورات اشتباه درخصوص خود را دور ریخته و به وجود و شخصیت خود احترام بگذارد. آنها باید متوجه شوند برخی عقاید و حتی اصولشان اشتباه و غیرمنطقی است و باید آنها را اصلاح کنند. از آنجا که این افراد نمی‌پذیرند دچار مشکل هستند، باید ابتدا آنها را به وجود چنین مشکلی متقاعد کرده و سپس در رفع آن به آنها کمک کنید و تحت هیچ شرایطی آنها را تنها نگذارید.

هرگاه رفتار مثبت و مناسبی از آنها دیدید با ترفندهای زیرکانه آنها را تائید کنید و کارهای مثبتشان را در نظرشان بیاورید.

در برخورد با آنها مراقب باشید موجب دلخوری‌شان نشوید. به این منظور که به صحبت‌هایشان خوب گوش کنید و اجازه دهید احساسات‌شان را بدون نگرانی از سرزنش شدن ابراز کنند. با این رفتار شما، آنها متوجه می‌شوند مورد احترام دیگران هستند؛ بنابراین خودشان نیز برای وجود خود ارزش قائل می‌شوند و اندکی رفتارهای بیمارگونه‌شان را کنار می‌گذارند.

مراقب باشید تحت هیچ شرایطی از آنها انتقاد نکنید. واقعیت این است که آنها به دلیل حساسیت زیادی که دارند با انتقاد به صورت نادرستی برخورد می‌کنند و علاوه بر این‌که به احساسات کسی که از او انتقاد کرده صدمه می‌زنند، وجود خود را نیز بی‌ارزش تلقی می‌کنند و رفتارشان بیش از پیش بد می‌شود.

افراد عصبی معمولا بعد از هر برخورد تند و بد با دیگران احساس شرمندگی و گناه می‌کنند و این احساس در وجود آنها دائمی خواهد شد بنابراین به آنها کمک کنید این احساس آزاردهنده در وجودشان را از میان بردارند.

شما می‌توانید در برابر رفتار تندشان ملایمت به خرج دهید و هرگاه احساس کردید برنامه‌ای صحیح و مناسب برای زندگی‌شان دارند، آنها را تشویق به پیشبرد بی‌کم و کاست برنامه‌هایشان کنید. همچنین این افراد را به شرکت در موقعیت‌های اجتماعی و برنامه‌های گروهی تشویق کنید. با این کار علاقه آنها به مردم بیشتر می‌شود و دیگر اجتماع‌گریز نخواهند بود. در میان جمع بودن به آنها کمک می‌کند بتدریج احساسات بد و منفی را از وجود خود دور کنند.

زندگی با یک فرد عصبی

همان‌طور که گفته شد باید این افراد را با مشکلات روحی‌شان کاملا بپذیرید و توقع نداشته باشید آنها رفتاری باثبات و معقول و منطقی داشته باشند و حتی انتظار خوشرفتاری از سوی آنها نداشته باشید.

در غیر این صورت ممکن است آنها را به دلیل رفتارهایشان سرزنش کنید و به مشکلشان بیفزایید. اگر آنها را با همین روحیات بپذیرید، می‌توانید ارتباط خوبی با آنها برقرار کرده و حتی در بهبود رفتارشان بسیار موثر عمل کنید.

گاهی می‌توانید شرایط زندگی را طوری تنظیم کنید که از دردسرهای ناخواسته آنها تا حدی رهایی یابید. مثلا اگر همسرتان گاهی دوستانش را به خانه دعوت می‌کند و شما تمایلی به این کار ندارید، می‌توانید برنامه‌تان را به گونه‌ای تنظیم کنید که هر وقت شما در منزل نیستید، او دوستانش را دعوت کند. اگر بدانید رفتار یک فرد عصبی خارج از کنترل اوست و نیاز به کمک دارد، هرگز از دست او عصبانی نمی‌شوید و مانند یک بیمار نیازمند به او می‌نگرید.

اگر همسر یا کسی که کنار شما زندگی می‌کند و رفتارهای عصبی دارد، اما نمی‌پذیرد خود را اصلاح کند و به رفتار بد و تلخش ادامه می‌دهد، بهترین راه‌حل دوری کردن از اوست.

می‌توانید به طور موقت ارتباط عاطفی خود با او را قطع کنید. به انتقادها و حرف‌های تلخش توجهی نکنید و او را جدی نگیرید البته این روش را به طور موقت انجام دهید تا آنجا که او متوجه وجود مشکل در خود شود و تصمیم به کنترل و تسلط روی رفتار ناهنجارش بگیرد. در این میان خود نیز باید مراقب واکنش‌هایتان باشید و هرگز برخوردی نکنید که فرد عصبی را آشفته‌تر کند.

همچنین بدانید که نمی‌توان یک فرد عصبی را یکشبه عوض کرد و او را تغییر داد. به جای این تفکر او را همان‌گونه که هست بپذیرید و وقت‌تان را بیهوده هدر ندهید، چراکه آخر کار افسرده و ناامید باقی می‌مانید.

تنها کاری که می‌توانید انجام دهید این است که روحیه خود را قوی سازید تا بتوانید از پس چنین فردی برآیید. در حقیقت خودتان را تغییر دهید. اگر به تنهایی نمی‌توانید راه‌حل‌های مناسب اتخاذ کنید، از مشاوران آگاه کمک بگیرید.       

مترجم: نادیا زکالوند

 



لینک ثابت
موضوع : مهارتهای زندگی - مهارت
بازدید : 102 مرتبه
تاریخ : دوشنبه 28 فروردین 1396

 

انسان‌های موفق چه تفاوت‌هایی با دیگران دارند؟ آیا استعداد موفقیت در وجود برخی انسان‌ها بیش از دیگران نهادینه شده‌ است؟ اگر این‌ طور است شما چقدر برای موفقیت استعداد دارید؟

 http://s9.picofile.com/file/8292374918/225657.jpg

اکنون این امکان برایتان فراهم شده‌ است که مهم‌ترین ویژگی‌های رفتاری انسان‌های موفق را بشناسید و به این وسیله نقاطِ ضعف و قدرت خود را تخمین بزنید. اگر برخی از این ویژگی‌ها را نداشتید، ناامید نشوید، همیشه برای اصلاح خودتان فرصت دارید اما بهتر است وقت را تلف نکنید و زودتر دست‌ به‌ کار شوید.

فرمول به‌ خصوصی برای موفقیت وجود ندارد اما همه‌ انسان‌های موفق ویژگی‌های رفتاریِ معینی دارند.

هر یک از ما تعریف منحصر به‌ فردی از موفقیت داریم. به نظر بسیاری از ما، موفقیت در وهله‌ اول با پول و ثروت تخمین زده می‌شود. گر چه واضح است که موفقیت جوانب مهم دیگری هم دارد. برای بعضی از مردم مهم این است که بتوانند وقت‌شان را آن گونه که می‌خواهند سپری کنند. برای برخی دیگر توانایی کمک به نیازمندان مهم است. معیار هر چه باشد، در شخصیت همه‌ انسان‌های موفق ویژگی‌های به‌ خصوصی مشاهده شده‌ است. از میلیونرها گرفته تا مدیرانِ تازه شکوفا شده، همگی شخصیت‌ متفاوتی داشتند. با این حال همه‌ آنها چند ویژگی رفتاری مشابه داشتند که باعث موفقیت‌شان شده بود.

انسان‌های موفق، از دیزنی گرفته تا اپرا اموراتِ بسیاری را با تکیه بر این ویژگی از پیش برده‌اند و این ویژگی به آنها کمک کرده‌ است گذشته را کنار بگذارند و آینده را بسازند. نگاهی به این مقاله بیندازید تا ببینید چند نمونه از آنها را در رفتارهای خود مشاهده می‌کنید.


1.به رقابت نیاز دارند

تا کنون فرد موفقی را ندیده‌ام که حسِ رقابت عمیقا در وجودش ریشه ندوانده باشد. موفقیت در اصل برخاسته از احساس نیاز به برنده شدن است. دلایل متفاوت‌اند اما هدف همواره بُرد است. انسان‌های موفق تشنه‌ کشف راه‌های خلاقانه‌ای هستند که آنها را در رقابت بالا می‌کشد و از این که با سرخوردگی نظاره‌گر باختن‌شان باشند، متنفرند. مردم معمولا این ویژگی را با اخلاق کاری اشتباه می‌گیرند. در اینجا منظور زیاد کار کردن نیست. رقابت‌طلبی شما را ترغیب می‌کند بیشتر از دیگر رقبای‌تان برای رسیدن به رویاهای‌تان کار کنید و راه‌های رسیدن به موفقیت را برای‌تان هموار می‌کند.


2-گذشته را رها می‌کنند

ویژگی اول یک نتیجه‌ مهم دارد. هر قدر هم موفق باشید، ماندن در گذشته یا پر رنگ کردن آخرین اشتباه‌تان از سرعت پیشرفت‌تان می‌کاهد. انسان‌های موفق در گذشته‌های‌شان متوقف نمی‌شوند. آنها درس‌های لازم‌ را از گذشته فرا می‌گیرند و با سرعت به سوی چالش‌های بزرگ‌تر حرکت می‌کنند.


3-برای پیشرفت انگیزه دارند

انسان‌های موفق همواره تلاش می‌کنند خود را اصلاح کنند. آنها سخت‌گیرترین منتقدانِ خود هستند. هیچ‌گاه از خودشان راضی نیستند و همیشه تلاش می‌کنند، بهتر باشند. بیشتر از هر کسِ دیگری مشتاقند بهترین باشند.


4-به جزئیات زیاد توجه می‌کنند

این ویژگی در عین حال که برای اطرافیان آزاردهنده است، نتایج بسیار خوبی به همراه دارد. ظاهرا این ویژگی با عبارت معروفِ «درگیرِ جزئیات نشو» متضاد است اما انسان‌های موفق اکثرا هنگامی که کارهای کوچک انجام می‌دهند به جزئیاتِ آن نیز توجه می‌کنند.


5-فهرستی از دستاوردهایشان را نگه می‌دارند

انسان‌های موفق یادگارهای موفقیت‌های‌شان را نگه می‌دارند. نه لزوما برای نمایش دادن‌شان (گر چه بسیاری این کار را می‌کنند) که برای این که به خود و اطرافیانشان یادآوری کنند سرسختی، به تنهایی برای غلبه بر غیرممکن‌ها کافی است.


6-ضرورت بهبود روابط کاری را درک می‌کنند

یکی از رایج‌ترین ویژگی‌های انسان‌های موفق جدیت در روابط کاری است. همه موفقیت‌ها بر پایه‌ ارتباطات انسانی بنا شده‌اند. این ارتباطات باید به درستی پرورش یابند و تقویت شوند.


7-به خودشان جایزه می‌دهند

وقتی از شدت کار کردن احساس خفگی می‌کنید، نیاز به زمانی دارید که از نظر جسمی و عاطفی به خودتان بپردازید. با کارهای ساده‌ای مانند مدیتیشین، تمرینات ورزشی، تفریحات سالم، فعالیت‌های بشردوستانه یا گریزی ناخودآگاه. یا هر چه خودتان صلاح می‌دانید، مقصود این است که از فرسودگی‌تان پیشگیری کنید؛ تمرکزتان را حفظ کنید و به خودتان یادآوری کنید، چرا این کارهای سخت را انجام می‌دهید.


8-قدرشناس هستند

تعدادی از مصاحبه‌هایی را که با فضانوردان شاتل فضایی داشته‌ام به خاطر دارم. آدم‌هایی بی‌اندازه موفق که بیشتر از هر فرد دیگری حق داشتند خودبین باشند اما بر عکس، قدرشناس‌‌ترین آدم‌هایی بودند که تاکنون دیده‌ام. به خوبی می‌دانستند چقدر خوشبخت هستند که در جایگاه کنونی‌شان قرار دارند و از این که احساس‌شان را با دیگران نیز در میان بگذارند، خجالت نمی‌کشیدند.


9-در مواقع بحرانی متزلزل نمی‌شوند

یکی از مهم‌ترین معیارهای موفقیت پایداری در شرایط بحرانی است. انسان‌های موفق در شرایط بحرانی مسیر و هدف‌شان را گم نمی‌کنند و با این عمل به الگویی قابل اتکا برای اطرافیان‌شان تبدیل می‌شوند.


10-تلاش می‌کنند اعتبارشان را افزایش دهند

اگر قابل‌ اعتماد نباشید، دستیابی به هر سطحی از موفقیت برای‌تان تقریبا غیر ممکن است. اعتماد کردن به انسان‌های موفق آسان است زیرا افکارشان را واضح بیان می‌کنند و همیشه صادق و شفاف هستند. حتی اگر با ایشان موافق نباشید، موضع‌ خود را تغییر نمی‌دهند.

11-مسئولیت‌پذیر هستند

حتی درخشان‌ترین موفقیت‌ها هم گاهی ناگریز دچار لغزش می‌شوند. پذیرفتن اشتباه خصیصه‌ای است که نه‌ تنها اعتماد مردم را جلب می‌کند که به آنان نشان می‌دهد اشتباه چیزی نیست که پنهانش کنند یا بر گردن شخص دیگری بیندازند.

12-در برابر مشتریانشان به خوبی ظاهر می‌شوند

حتی خشک‌ترین و مغرورترین مدیر‌عامل‌ها هم به مشتریان‌شان احترام گذاشته و با ظاهر و رفتاری جذاب مقابل آنان حاضر می‌شوند. آنها خوب می‌دانند جایگاه کنونی‌شان را مدیون مشتریان‌شان هستند.

13-به توجهی‌ که از سوی دیگران دریافت می‌کنند اهمیت نمی‌دهند

انسان‌های موفق متوجه هستند که با افزایش موفقیت‌شان، جوک‌های‌شان خنده‌دارتر می‌شود و همواره بر تعداد افرادی که با آنها موافقند، افزوده می‌شود اما به این گونه مسائل توجه نمی‌کنند. انسان‌های موفق می‌دانند نظرِ مثبتی که مردم نسبت‌ به آنها دارند باعث نمی‌شود که دیگر مرتکب اشتباه نشوند.

14-مایلند به دیگران کمک کنند

هر گاه به درجه‌ای از موفقیت دست‌ یابید، یکی از بهترین پاداش‌هایی که نصیب‌تان می‌شود توانایی تشویق و سرِ شوق آوردن دیگران است. انسان‌های موفق می‌دانند قدرت کافی برای افزایش اعتماد به‌ نفس دیگران دارند و وقتی این کار را انجام می‌دهند، دوستانی وفادار به دست می‌آورند و اثرات کمک‌های‌شان بارها و بارها در زندگی‌شان منعکس می‌شود.

15-اجازه نمی‌دهند با شکست‌های‌شان شناخته شوند

هیچکس صد در صد موفق نیست. موفقیت بدون شک نتیجه‌ مثبتِ تلاش‌هایی است که شامل شکست‌ها، تجربیات و آموخته‌های فراوان است. به گفته‌ دانشمندان، جهانی که در آن زندگی می‌کنیم مدت‌ها پیش با غلبه‌ ماده بر پادماده با اختلافی بسیار کم به وجود آمده‌ است. با اختلافِ تنها یک ذره در برابر میلیاردها ذره‌ دیگر. ویرانی‌های بسیاری رخ داد تا آن چه اکنون هست به وجود بیاید. بنابراین اگر از شکست می‌ترسید، در واقع دارید از موفقیت دوری می‌کنید. با ترس‌تان کنار بیایید. دنیا به سوی موفقیت پیش می‌رود.

 



لینک ثابت
موضوع : روانشناسی - اطلاعات
بازدید : 104 مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 9 فروردین 1396

 

درعلم روانپزشکی به شخصی که از سلامت بدنی برخوردار است ولی خود را بیمار می انگارد هیپوکندریاک یا خودبیمارانگار گویند.

خودبیمار انگاری یا هیپوکندریا ترس بیمارگون یا اعتقاد به داشتن یک بیماری جدی با وجود اینکه بیماری وجود ندارد. هرکدام از اعضاء بدن ممکن است درگیر شوند. از همه شایعتر درگیری سیستمهای گوارشی و قلبی عروقی است.http://uupload.ir/files/afy0_عکس.jpg

اصطلاحا هیپوکندریاک به فردی گفته می شود که گمان می کند بیمار است «یا تنها» تصور می کند علائمی از بیماری دارد اما واقعا هیپوکندریا یعنی نگرانی مفرط درباره سلامتی، مانند هر تشخیص بالینی دیگر جدی است. این حالت باید «تشخیص مثبت» داده شود بدین معنا که تنها رفع ظن بیماری جسمی کافی نیست بلکه وجود یک اضطراب اغراق آمیزهم باید در فرد تشخیص داده شود. هیپوکندریازیس غالباً نوعی پاسخ به حالتهای استرس و یا بیماریهای روحی مانند اضطراب و افسردگی است. هیپوکندریازیس در شرایط مختلف و بصورتهای کوتاه مدت و بلند مدت مشاهده می شود. بلندمدت بدین معنا که ، برخی افراد از زمان کودکی به آن مبتلا بودنده اند. این افراد از سنین کودکی دچار اضطراب بوده و برای آنها نگرانی از ابتلا به بیماری به عادتی تبدیل شده که مایه استرس است.آنها ندانسته بیماری را دستاویزی برای رهائی از کارهائی که باعث نگرانی شان می شود، قرار می دهند و زمان و هزینه زیادی را برای دیدن متخصصین پزشکی صرف می کنند. برای مثال شخصی ممکن است پس از مرگ یکی از دوستانش در اثر سکته قلبی، مدت ها هرگونه احساس درد ناگهانی در قفسه سینه را به معنی وقوع اتفاق مشابه برای خود تصور کند. بهرحال زمانی که انسان دچار اضطراب روحی است، نشانه های جسمانی نیز بروز خواهند کرد. در مورد نوع کوتاه مدت،برای مثال شخصی که یکی از نزدیکان خود را در اثر ابتلاء به تومور مغزی از دست داده ، در صورت دچار شدن به سردردهای مزمن ممکن است اینگونه بیندیشد که او هم به این بیماری مبتلاست. ـ بیمار اعتقاد دارد که بیماری یا اختلال کارکرد جسمی وجود دارد.

ـ معاینه بالینی یا جواب منفی آزمایشها، تنها به مدت کوتاه موجب اطمینان بخشی بیمار میگردد. ولی بعد علایم برمیگردد (در هذیان جسمی، نمیتوان به بیمار اطمینان خاطر داد( ـ اختلال حداقل شش ماه طول میکشد. ـ اعتقاد، شدت هذیانی ندارد. علائم بارز: علائم فیزیکی همیشه موجودند اما ممکن است عادی باشند ( مانند سردرد، درد شکم، سرگیجه، بی اشتهائی و …) که به غلط، خطرناکتر از آنچه هستند تفسیر می شوند.

آنها بر این باور بودند که یک سری نشانه های بیماری درست از زیر دنده ها(شکم فوقانی) منشا می گیرد. همچنین می پنداشتند علائم روحی که غالبا با درد و ناراحتی همراهند نتیجه وجود بیماری هستند. ازآن زمان برای هربیماری ناشناخته یا غیر قابل تشخیص واژه فوق یعنی hypochondria را بکار می بردند. شیوع آن در زنان و مردان یکسان است و در میان همه گروه های سنی و طبقات اجتماعی ممکن است ظاهر شود. در تمام سنین میتواند اتفاق بیفتد، اوج ابتلاء در مردان در سنین سی سالگی و در زنان در سنین چهل سالگی است. تشخیص این حالت زمانی صورت می گیرد که شخص طی حداقل شش ماه علیرغم اطمینان خاطر از لحاظ پزشکی ، خود را متقاعد نموده که بیمار است و یا می ترسد که بیمار باشد. این ترس از بیماری یا ابتلا ء به نشانه های آن، ناخوشایند است و تاثیر منفی در روند عادی زندگی روزانه فرد دارد و نهایتا منجر به آزمایشات کلینیکی یا درمان می شود. حتی ممکن است بیمار موقتا بپذیرد که توضیح فیزیکی برای علائمی که وی بروز می دهد وجود ندارد. این نوع خود بیمار انگاری در میان دانشجویان پزشکی تحت عنوان سندرم دانشجویان پزشکی شایع است و علت آن آشنائی این افراد با انواع بیماری ها و مواجه شدن با آنهاست لذا به محض مشاهده یک نشانه شبیه نشانه موجود دریک بیماری خاص دچار اضطراب و ترس خاصی می شوند.این نوع هیپو کندریازیس معمولا موقتی و گذراست اما برخی افراد با نوع طولانی تر آن روبرو هستند که غالبا از زمان کودکی به آن مبتلا بوده اند.این افراد از سنین کودکی دچار اضطراب بودند و برای آنها نگرانی از ابتلا به بیماری به عادتی تبدیل شده که مایه استرس است. آنها بیماری را دستاویزی برای رهائی از کارهائی که باعث نگرانی شان می شود، قرار می دهند و زمان و هزینه زیادی را برای دیدن متخصصین پزشکی صرف می کنند. علائم فیزیکی همیشه موجودند اما ممکن است عادی باشند (مانند سردرد، درد شکم، سرگیجه، بی اشتهائی و…) که به غلط، خطرناک تر از آنچه هستند تفسیر می شوند. نشانه های جسمی ممکن است متغیر یا ثابت و نیز می توانند مبهم یا کاملا اختصاصی باشند.هر چند که احتمال طولانی شدن دوره درمان وجود دارد و تمایل به داشتن نگرانی مفرط از سلامتی ممکن است کاملا از بین نرود. بهر حال بیمار مبتلا به هیپوکندریا می تواند دریابد که دچار اضطراب است و یک بیماری جدی جسمی ندارد و بتدریج از اضطراب خود بکاهد.

سبب شناسیـ علل ممکن است روانزاد باشد، ولی بیمار ممکن است به شکل مادرزادی به عملکردها و احساسهای بدنی، حساسیت بیش از حد داشته باشد و آستانه تحملش برای درد یا ناراحتی جسمی پائین باشد. ـ پرخاشگری نسبت به دیگران از طریق قسمت خاصی از بدن، به سمت خود برمیگردد. ـ عضو مبتلا ممکن است معنای نمادین مهمی داشته باشد و بنابراین به گونه ای نمادی از بدن به سخن می آید و ابراز ناراحتی میکند. فرد با دانستن این مطلب که خود بیمار انگار است و واقعا مبتلا به بیماری خاصی نیست ، شفا نمی یابد ، اما این آگاهی اولین قدم است. زمانی که خودبیمار انگاری در اثر یک رویداد مهم در زندگی فرد بروز می کند (برای مثال از دست دادن عزیزان) درمان به زمان کمتری نیاز دارد تا اینکه شخص همواره در مورد وجود یک بیماری جسمی، دچار ترس و اضطراب بوده باشد. انواع موقتی هیپوکندریا که در اثر اتفاقات ناگهانی روی می دهد معمولا با مشاوره و گاه با مصرف داروهای ضد اضطراب قابل درمان است اما در مورد گروه دوم که دیرزمانی است از این ترس و نگرانی ها رنج می برند ، معمولا ، معمولا پزشکان از روند درمان آنها رضایت ندارند چراکه دائما فهرستی از علائم را متذکر می شوند که آزمایشات ، عدم وجود بیماری مربوط به آنها راتایید می کنند و این اشخاص به هیچ وجه به مرحله اطمینان کامل از سلامتی خود نمی رسند. بهر حال آنچه مسلم است در صورت بروز ناراحتی های جسمی مراجعه به پزشک متخصص ودر صورت لزوم انجام آزمایشات بهترین راه برای مطمئن شدن از احتمال وجود یا عدم وجود بیماری است و در صورت بروز نگرانی های افراطی و ترس از بیماری نیز کسب راهنمائی و مشاوره و احتمالا مصرف داروهای ضد اضطراب به تجویز پزشک اجتناب ناپذیر است.

درمان :هر چند که احتمال طولانی شدن دوره درمان وجود دارد و تمایل به داشتن نگرانی مفرط از سلامتی ممکن است کاملاً از بین نرود. بهرحال، بیمار مبتلا به هیپوکندریا می تواند دریابد که دچار اضطراب است و یک بیماری جسمی ندارد و بتدریج از اضطراب خود بکاهد . این اولین قدم است . انواع موقتی هیپوکندریا معمولاً با مشاوره و گاه با مصرف داروهای ضداضطراب قابل درمان است . اما در نوع بلندمدت، پزشکان از روند درمان آنها رضایت ندارند ، چرا که دائماً فهرستی از علائم را متذکر می شوند که آزمایشات، عدم وجود بیماری مربوط به آنها را تأیید می کنند و این اشخاص به هیچ وجه به اطرافیان اطمینان کامل از سلامتی خود را نمی دهند .

ـ دارودرمانی:درمان داروئی علایم؛ داروهای ضداضطراب و ضدافسردگی برای اضطراب و افسردگی؛ و داروهای سروتونرژیک برای افسردگی و اختلال وسواس فکری - عملی مفید هستند. مصاحبه با کمک دارو میتواند باعث پالایش (catharsis) و بهبودی بالقوه نشانه های بیماری شود، با این وجود، معمولاً این بهبودی، تنها موقتی است.

ـ درمان روانشناختی:

1. رواندرمانی پویش روانی مبتنی بر بینش، معنای نمادین نشانه را مشخص میکند و مفید است. به بیمار جملاتی مانند ”همه اینها در ذهن تو است“ نباید گفته شود. ارتباط طولانیمدت با پزشک یا روانپزشک، همراه با اطمینانبخشی به بیمار که بستری جنسی ندارد، مفید است.

2. هیپنوتیزم و رفتاردرمانی برای القاء آرمیدگی مفید است.

 



لینک ثابت
موضوع : ناراحتی های روانی - اختلالات
بازدید : 191 مرتبه
تاریخ : جمعه 4 فروردین 1396

Positive Thinking

           تفکرمثبت          

With a positive attitude we experience pleasant and happy feeling. This brings brightness to the eyes, more energy, and happiness.

In order to turn the mind toward the positive. Some inner work is required, since attitude and thoughts do not change overnight.

با نگرش مثبت به احساس خوشایندی می رسیم. در چشم ها درخشندگی، انرژی بیشتر وشادی به وجود می آید.                                                        

برای چرخش ذهن به سمت مثبت برخی کارهای درونی نیاز است بخاطر اینکه نگرش و انگیزه ها یک شبه تغییر نمی کنند.                                      

                                                      

  1. Read about this subject, think about its benefits, and persuade yourself to try it the power of your thoughts is a mighty power that is always shaping your life. Ignore what other people say or think about you. If they discover that you are changing the way you think.

درمورد این موضوع بخوانید، در مورد مزایایش فکرکنید، و خود را وادارکنید که امتحان کنید قدرت اندیشه شما یک قدرت مطلق است که همیشه به زندگی شما شکل می دهد. حرف مردم یا اینکه در مورد شما فکرمی کنند را نادیده بگیرید،اگر آنها کشف کنند که شما درحال تغییرهستید آنچنان که فکرمی کنید.                                                        

  1. Use your imagination to visualize only favorable and beneficial situations.

ازتخیلتان استفاده کنید برای تجسم کردن فقط در موقعیت های سودمند و دلخواه.                                                                      

  1. Use positive words in your inner dialogues or when talking with others.

در گفتگوهای درونی خودتان یا وقتی با دیگران صحبت می کنید از واژه های مثبت استفاده کنید.                                                        

  1. Smile a little more, as this helps to think positively.

کمی بیشتر بخندید که به مثبت اندیشی کمک می کند.                      

  1. Once a negative thought enters your mind, you have to be aware of it, and endeavor to replace it with a constructive one. It is as if there are two pictures in front of you, and you have to choose to look at one of them, and disregard the other.

زمانی که یک تفکر منفی به ذهنتان خطور می کند،مراقب باشید. و تلاش کنید با یک چیزسازنده جایگزین کنید. انگار دوتصویر روبروی شما قرار دارد،به یکی ازآنها نگاه کنید و دیگری را نادیده بگیرید.                      

  1. In case you experience inner resistance and difficulties when replacing negative thoughts with positive ones, do not give up, but keep looking only at the beneficial, good and happy thoughts in your mind.

اگر شما با مقاومت درونی شدید مواجه شدید هنگامی که فکرمنفی را با مثبت عوض می کنید تسلیم نشوید، اما فقط بنگرید به مزایای خوب شاد فکر کردن درذهنتان                                                     

  1. It doesn’t matter what your circumstances are at the present moment. Think positively, expect only favorable results and situations, and circumstances will change accordingly.

اصلا مهم نیست که اکنون در چه شرایطی هستید.مثبت فکر کنید،تنها نتایج دلخواه را انتظار داشته باشید و شرایط تغییر خواهد کرد متعاقبا

  1. Help others: Take the focus away from you and something nice for another pers.

به دیگران کمک کنید: تمرکز را از روی خودتان بردارید وکار خوبی را برای دیگران انجام دهید.                                                    

Compiled by Dr.M.Baghfalaki

گردآوری شده توسط دکتر مهدی باغفلکی



لینک ثابت
موضوع : روانشناسی - اطلاعات
صفحه ی بعدی (/2/) 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ... صفحه ی قبلی (0)
نمایش صفحه ی 1 از 34   |   4 نمایش در هر صفحه

مطالب اخیر
ترجمه سایت
نظر سنجی
به نظر شما آیا مطالب درج شده کاربردی هست؟

بله
خیر

مشاهده نتایج نظر سنجی


پیوند ها

اسلایدر

دانلود فیلم